عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٩ - حكومت ابراهيم و ذريه او
و جمهورى خلق و... چقدر فرق است كه به تجربه و حقيقت ثابت و مسلم شده، قوانين الهى و حكومت خدايى باعث رشد و كمال مردم و وسيلهساز سعادت دنيا و آخرت و زمينهساز رسيدن مردم به وصال خداست و حكومتهاى بشرى و قوانين مادى باعث انحطاط مردم و وسيلهساز شقاوت دنيا و آخرت و زمينهساز دورشدن مردم از تمام واقعيتها و حقايق الهى و انسانى است.
اين خلافت از خدا در ميان مردم و حكومت براساس قانون الهى تنها مخصوص داود نبوده كه از آدم تا خاتم به دلالت آيات قرآن و از خاتم نبوت تا خاتم ولايت و از ختم ولايت تا به امروز و از امروز تا قيامت برعهده همه انبيا و ائمه : و فقهاى جامع الشرايط بوده و هست و خواهد بود.
حكومت ابراهيم و ذريه او
[و إذ ابتلى إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس إماما قال و من ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين][١].
و [ياد كنيد] هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش به امورى [دشوار و سخت] آزمايش كرد، پس او همه را به طور كامل به انجام رسانيد، پروردگارش [به خاطر شايستگى ولياقت او] فرمود: من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم. ابراهيم گفت: و از دودمانم [نيز پيشوايانى برگزين]. [پروردگار] فرمود: پيمان من [كه امامت و پيشوايى است] به ستمكاران نمىرسد.
آرى، ابراهيم و فرزندان صالحش كه انبياى خدا و پيامبر اسلام و امامان شيعه : هستند با تمام وجود به قوانين الهى عمل كردند و از طريق عمل به رشد
[١] - بقره( ٢): ١٢٤.