عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٩ - بيدارى مردم در تبليغ
بدبخت، تو كه از پيدا كردن كليسا در گوشه يك ده عاجز بودى و آدرس آن را از من خواستى چگونه قدرت دارى آدرس بهشت حق را كه در فضايى بىنهايت از معنويت است در اختيار من بگذارى؟!
كشيش با قوت فراست دريافت كه عالمى بيدار و ناصحى دلسوز و واعظى بينا بر اين ده اشراف دارد و با بودن او امكان تبليغ مسيحيت نيست، از همانجا بازگشت.
آرى، بيداران چون كسى را بيدار كنند، در حقيقت جان مرده او را زنده كردهاند و فكر خسته او را نشاط دادهاند و مس قلب او را طلا نمودهاند و وى را در برابر حوادث و خطرات شياطين انسى و جنى بيمه كردهاند.
مبلغان و گويندگانى كه متصف به اوصاف حميده و اخلاق پسنديده هستند و قبل از آن كه به ديگران بانگ بزنند:.
تخلقوا باخلاق الله[١] ..
متخلق به اخلاق الهى بشوييد.
خود متصف به اخلاق الهىاند، هدفى جز توجه دادن مردم به حقايق و اين كه ظواهر امور جز بازى و سرگرمى چيزى نيست ندارند و همت آنان مصروف اين است كه مردم دل از عالم فنا به جهان بقا بگردانند و كارى كنند كه وجودشان آيينه جمال و منبع كمال گردد.
آنان به مستمعان خود چنين مىگويند:
|
دلا تا كى از حال خود غافلى |
به عيش جهان تا به كى مايلى |
|
|
تويى مرغ دستان سراى جنان |
كه در شاخ طوبى بدت آشيان |
|
[١] - بحار الأنوار: ٥٨/ ١٢٩، تتميم.