عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٠ - ترجمه روايت اين باب
آن آراستگان به حقايق را از ميان تمام مردم عالم به عنوان بندگان خاص و عباد مخلص براى خود برگزيد، چون كه آنان را نفس و جانى بود در غايت تنزه و پاكى و صفا و نورانيت و قلبى بود مالامال از معرفت و عشق به حضرت رب.
هيچ آفريدهاى از نظر احوال و اخلاق شبيه انبياى خدا نيست كه آنان از نظر حال و احوال و خلق و اخلاق و درستى و راستى و فضيلت و فضايل و علم و آگاهى و بصيرت و بينش سرآمد تمام عالميانند.
انبيا را واسطه بين خود و خلق خود قرار داد، تا مردمان به سبب اتصال علمى و عملى به آن بزرگواران از فيوضات الهيه و حقايق رحمانيه بهرهمند شوند، و اطاعت از آن پيشگامان و پيشروان راه شريعت و طريقت و حقيقت را موجب رضا و خشنودى خود و مخالفت با آنان را سبب سخط و غضب و خشم خود قرار داد.
اطاعت از هر پيامبرى را تا پيامبر ديگر مبعوث به رسالت نشده بر امت آن پيامبر واجب و لازم دانست و به آنان ابلاغ كرد كه اطاعت از پيامبرتان اطاعت از من، تعظيم رسول من تعظيم من و معرفت حرمت او معرفت حرمت من وعشق به او عشق به من و احترام به او احترام به من و شناخت مرتبه او شناخت مرتبه من است.
خداوند عزيز تمام انبيا را بزرگ و عظيم دانسته، تو نيز به پيروى از حق همه انبيا را عظيم و بزرگ بدان و نسبت به آن بزرگواران حق احترام را رعايت كن و احدى را در هيچ برنامهاى با آنان مقايسه مكن كه آنان در هيچ زمينهاى نظير و شبيه و مانند ندارند.
بدون تكيه بر حجت قوى و دليل عقلى و نقلى و قرآن و حديث، نسبت به مقامات و احوالات و اخلاق آنان نظر مده كه نظر درباره آنان بدون اتكاى به برهان قوى نظرى فاقد ارزش است.
عقل به تنهايى راه به شناخت مقام و حال و عظمت و بزرگى آن بزرگواران ندارد