عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠١ - حرمت مسلمان
مثل المؤمن فى توادهم وتراحمهم كمثل الجسد إذا اشتكى بعضه تداعى سائره بالسهر والحمى[١].
انسان مؤمن در دوستى و مهربانى با ديگران مثل پيكرى مىماند كه اگر عضوى از آن ناراحت باشد ساير اعضاى بدن به تحمل درد و حمايت از آن عضو برمىخيزند.
چه نيكو و جالب و پر مغز معنا كرده است:
|
بنى آدم اعضاى يكديگرند |
كه در آفرينش ز يك گوهرند |
|
|
چو عضوى به درد آورد روزگار |
دگر عضوها را نماند قرار |
|
|
تو كز محنت ديگران بىغمى |
نشايد كه نامت نهند آدمى[٢] |
|
امام صادق ٧ مىفرمايند:
عزت و حرمت مسمانان را رعايت نمىكند مگر آن كس كه خداوند وى را به خاطر محامدش در نظر مسلمانان عزيز و گرامى داشته، كنايه از اين كه آن كه داراى حرمت و ارزش و كرامت و انسانيت است براى مردم مسلمان حرمت و احترام قائل است.
هركس در نگاهداشت حرمت خدا و رسولش كمال اهتمام را بورزد، احترام و عزت مسلمانان را بيشتر حفظ مىكند، چرا كه احترام مؤمن را احترام خدا و رسول او مىداند و هركس در پى استخفاف و سبك شمردن مردم مسلمان باشد، ساختمان حرمت ايمانش را كه ايمان به خدا و انبيا و قيامت است خراب مىكند كه استخفاف به حرمت مسلمانان استخفاف به حق انبيا و اولياى الهى است.
[١] - بحار الأنوار: ٥٨/ ١٥٠، باب ٤٣، حديث ٥٢٩.
[٢] - گلستان، سعدى شيرازى.