عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٨ - قاريان بدون معرفت قرآن
بدون تكيه بر اصلى از اصول، منازعه و مخاصمه دارد و از تعادل روحى و فكرى مهجور است و معاملاتش با مردم معامله ابليسى و شيطانى است و در عين حال خود را قارى قرآن دانسته و اين نام عظيم را در عين بىلياقتى بر خود نهاده است.
او نمىداند كه منازعه و مخاصمه با خلق برگشت به منازعه و مخاصمه با خدا مىكند.
او نمىفهمد كه تمام برنامههاى حق عين حكمت و مصلحت و محض علم و عدالت است.
او توجه ندارد كه خالق مهربان هستى هرچيزى را بجاى خودش قرار داده و جهان هم چون خط و خال و ابروست كه هرچيزى از آن بجاى خويش نيكوست، مىگويد: قارى قرآنم ولى به خاطر نفهميدن قرآن روش صحيحى با مردم ندارد، پدر و مادر، زن و فرزند، رفيق و دوست و هر انسانى كه با او رابطه دارد از دست او در رنج و عذاب است، چنين موجودى نمىفهمد كه به آبروى اسلام و قرآن لطمه مىزند، توجه ندارد كه وجودش منبع شر و اعمالش عين ظلم و ستم است.
او اگر قرآن را فهميده بود به عدالت زندگى مىكرد و در تمام شؤون پيرو حق و حقيقت بود و در همه جوانب تسليم واقعيتها مىشد، از كمترين گناه صغيرهاى فرار مىكرد چه رسد به كبيره و چه رسد به ظلم و ستم بر مردم!
ايراداتى كه قارى قرآن بىمعرفت به اوضاع هستى و وضع ظاهر و باطن مردم دارد، همه از قبيل ايرادات بنىاسراييلى است و در حقيقت ايراد به حضرت رب العزه جل جلاله است.
اين قاريان بىمعرفت و جاهل همانانى هستند كه در روايات معتبره شيعه آمده:
از اينگونه قاريان ناآرام و ديوانه مسلك و منافق و دين به دنيا فروخته و دست به دامان حكام و سلاطين جور زده و منازعه كننده با مردم بپرهيزيد كه ضررشان از