عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٠ - احاطه به ظاهر و باطن هستى
|
من و آن جام جهان بين و پس از اين لب جوى |
كه دل درد كشان زنده چو جام جم از اوست |
|
|
در ميخانه مبنديد و سر خم منهيد |
بدهيد آن مى ديرينه كه دفع غم از اوست |
|
احاطه به ظاهر و باطن هستى
پيامبران براى بشر با بيانى قاطع ثابت كردند كه وجود مقدس او محيط به ظاهر و باطن هستى است و حق حقيقى اوست كه از او اطاعت كنند و در تمام شؤون حيات از وى فرمان برند، چرا كه مالك و رب هستى جز جناب او كسى نيست.
آن بزرگواران با دلايل حقه اين معنا را به انسان تفهيم كردند كه مطيع حق، مورد رضاى حق و عاقبتش نعيم ابد و عاصى از فرمان، منفور دوست و منزل ابدى و جايگاه دايمىاش عذاب جهنم است.
در فرهنگ انبياى عظام توحيد و يكتا پرستى ريشه همه واقعيتها و فضايل است و بدون پيوند با حق و ايمان به حضرت رب العزه، هيچ برنامهاى از برنامههاى انسان قابل ارزش نيست.
انبياى الهى در شناساندن اسما و صفات حق پافشارى عجيبى داشتند؛ زيرا معرفت به اسما معرفت به اوست و معرفت به او بهترين عامل تربيت و رشد و كمال انسان در دنيا و آخرت است.
شناخت حضرت حق طبيعتا همراه با شناخت حقوق آن جناب است، به اين معنى كه وقتى انسان موفق به شناخت اسما و صفات گردد، به اين نتيجه مىرسد كه حق عبادت، حق اطاعت، حق ربوبيت، حق مالكيت وقف حريم مقدس اوست و انسان را به هيچ عنوان نرسد كه غير خدا را معبود خود و مربوب خود