عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٩ - اجراى حدود الهى
انبياى خدا به شهوات غلط ميل نداشتند و در اين زمينه داراى عصمت فكرى و روحى بودند، آن بزرگواران لحظهاى از عمر خود را به لهو و لعب نگذراندند و مغرور به عالم غرور نشدند، نسبت به لذات غلط و غير خدايى نفرت داشتند و تمام اين برنامهها را حجاب بين خود و بين محبوب دانسته و مبغوض اهل الله و مجاورين عالم قدس و ملكوت به حساب مىآوردند، بدين جهت پاك زيستند و پاك از اين عالم فانى به عالم باقى رخت بستند.
انبياى الهى از كرامت نفس در آن حد عالى و نهاييش برخوردارند و به اين خاطر عاشق و علاقهمند به كرامت انسان بودند و با تمام وجود كوشش كردند كه همه را به كرامت بالفعل برسانند، آنان از امور پست و دنى گريزان بودند و به معالى امور روى داشتند، از هر چيزى عالى و رفيعش را انتخاب مىكردند و هر امر پست و بىارزشى را از فضاى حيات ملكوتى و قدسى خود دور مىنمودند، آنان مىدانستند كه امور عالى وسيله قرب و كمال نسبت به حضرت حق است.
اجراى حدود الهى
پيامبران به خاطر هدايت بشر در كمال مهر و محبت و عاطفه و عشق بودند و هرگز در مسير دستگيرى از انسان دچار خشم و غضب نمىشدند و حاضر نبودند حدى از حدود خدا را كه حيات جامعه وابسته به آن بود تعطيل كنند، اجراى حدود و قصاص الهى از طرف آنان عين محبت و رأفتشان به جامعه انسانى بود.
آن بزرگواران به هيچ وجه اهل خوف و ترس از ميدان جنگ و جهاد و مرگ و مردن نبودند؛ زيرا به اين معنا معرفت داشتند كه دنيا مقدمه آخرت و آخرت از همه دنيا بهتر و برتر است، در اقدام به امور الهى از جسارت نفس برخوردار بوده و از ضعف نفس در امان بودند، كار خيرى پيش نمىآمد مگر اين كه در انجامش از