عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٠ - حكومت فقها
و كمال الهى رسيدند و به خاطر آن رشد و كمال، صلاحيت پيشوايى بر جامعه و تشكيل حكومت پيدا كردند و به احدى از صالحان، حق بركنار بودن از تشكيل حكومت داده نشد كه برپا كردن حكومت حق براساس آيات قرآن بر صالحان از اوجب واجبات و در رأس تمام فرايض است گر چه عافيتطلبان و مشركان و كافران دوست نداشته باشند.
حكومت فقها
ذريه صالح ابراهيم براساس آيات قرآن همه انبياى پس از او و دوازده امام معصوم شيعه هستند كه حق حكومت و زمينهسازى براى اجراى فرمانهاى حق با آنان بود و آنان هم به دستور حضرت رب العزه براى برپايى حكومت الهى و پيادهشدن مقررات خداوندى تا لحظه خروج از دنيا به هر قيمتى كه براى آنان تمام شد كوشيدند و پس از انبيا و اهل بيت : مسئله برپايى حكومت و زمينهسازى براى اجراى فرهنگ الهى را در تمام جوانب حيات بر اساس نظريه بسط ولايت فقيه به عهده فقهاى جامعالشرايط مىباشد.
از جمله ادلهاى كه مىتواند به عنوان مؤيد براى بر پا كردن حكومت الهى و فراهم آوردن زمينه براى پياده شدن تمام مقررات حضرت حق اشاره نمود اين آيه است.
[و جعلناهم أئمة يهدون بأمرنا و أوحينا إليهم فعل الخيرات و إقام الصلاة و إيتاء الزكاة و كانوا لنا عابدين][١].
و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مىكردند،
[١] - انبيا( ٢١): ٧٣.