عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧ - امر به معروف و نهى از منكر در روايات
دعاكننده را تماشا كن، آن ديگرى گفت: من گوشم بدهكار به هيچ مسئلهاى نيست، براى من آنچه مهم است امر الهى است، آن ملك ديگر گفت: من دست به كارى نمىزنم تا از حضرت حق بپرسم، سپس عرضه داشت: خداوندا! فلان بندهات را در حال دعا و زارى ديدم، خطاب رسيد: به آنچه شما را امر كردم عمل كنيد؛ زيرا او مردى است كه هيچ گاه در برابر معصيتكاران به خشم و غضب تغيير صورت نداد[١]!
و نيز آن حضرت مىفرمايد:
مردى از خثعم خدمت رسول خدا ٦ آمد گفت: برترين برنامه اسلام چيست؟
فرمود: ايمان به خدا. عرضه داشت: پس از آن؟ فرمود: صله رحم. عرضه داشت: بعد از آن؟ فرمود: امر به معروف و نهى از منكر.
آن مرد گفت: چه عملى بدترين عمل است؟ فرمود: شرك به خدا، عرضه داشت: بعد از آن؟ فرمود: قطع رحم، عرضه داشت: پس از آن؟ فرمود: امر به منكر و نهى از معروف[٢].
وعنه ٧ قال: قال اميرالمؤمنين ٧: امرنا رسول الله ٦ ان نلقى اهل المعاصى بوجوه مكفهرة[٣].
و نيز آن حضرت مىفرمايد: اميرالمؤمنين ٧ فرمود: پيامبر ما را امر فرمود
[١] - الكافى: ٥/ ٥٨، باب الأمر بالمعروف والنهى عن المنكر، حديث ٨؛ وسائل الشيعة: ١٦/ ١٤٣، باب ٦، حديث ٢١١٩٥.
[٢] - الكافى: ٥/ ٥٨، باب الأمر بالمعروف والنهى عن المنكر، حديث ٩؛ وسائل الشيعة: ١٦/ ١٢١، باب ١، حديث ٢١١٣٧.
[٣] - الكافى: ٥/ ٥٨، باب الأمر بالمعروف والنهى عن المنكر، حديث ١٠؛ وسائل الشيعة: ١٦/ ١٤٣، باب ٦، حديث ٢١١٩٤.