عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٢ - اخلاق پيامبر
|
اول از غيب احد بر سر احمد تافت نور |
زان تجلى عرش و كرسى و قلم انشاستى |
|
|
مالك الملك فصاحت منبع كل الكمال |
نطق وى گوهرنشان و طبع گوهر راستى |
|
|
مبدأ اشراق خورشيد ازل رخسار او |
اهل تقواى ابد را منشأ تقواستى |
|
|
شاهد يكتاى حق هر آيت از قرآن وى |
ناطق توحيد هر مويى بر آن اعضاستى |
|
|
هر كه را عقل است و عشق و دانش و دين بىگمان |
دل بر آن آيين پاك و مقصد اعلاستى |
|
اخلاق پيامبر ٦ در روايات
قسمتى از اخلاق الهى او را سيرههاى متعدد و كتب حديث از قول اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و حسن و حسين : و سلمان و مقداد و ابوذر چنين نقل كردهاند:
بردبارترين و شجاعترين و عادلترين و عفيفترين مردم دهر بود، در تمام مدت عمر شصت و سه سالهاش دست مباركش نامحرمى را لمس نكرد.
او سخىترين مردم روزگار بود، چون به خانه مىآمد درهم و دينارى نزد او نمانده بود، اگر شب ميرسيد و درهمى نزد او مانده بود، به خانه نمىرفت تا آن را در جايى كه خدا مىخواست بپردازد.
پارگى كفشش را وصله مىزد، لباسش را مىدوخت، در كار و برنامه خانه به زن و فرزند كمك مىكرد، كسى در تمام روزگار باحياتر از او نبود، چشم به صورت كسى نمىدوخت، دعوت آزاد و بنده را قبول مىكرد، هديه مردم را گرچه