عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٥ - پند گرفتن از حيوان
اين كه قرآن مجيد قسمتى از آيات كريمهاش را اختصاص به بيان زندگى فرعون و فرعونيان و نمرود و نمروديان و بدترين اشخاص و افراد و اقوام و ملل داده، براى اين بوده كه از زندگى اينان به تمام جهانيان پند و موعظت دهد و به مردم بفهماند كه اگر راه اينان را برويد به عاقبت سوء و عذاب الهى گرفتار خواهيد شد، پس قلب بينا و دل بيدار از بىادبان و ظالمان و ستمگران هم پند مىگيرد و كارى به منبع پند ندارد.
پند گرفتن از حيوان
آوردهاند كه:
واعظ عامل حاج شيخ جعفر شوشترى از تهران عازم زيارت حضرت رضا ٧ شد و جمعى از علما و طلاب با اجازه وى، او را در آن سفر همراهى كردند.
قافله حركت كرد، به مسجدى رسيدند كه كار بنايى آن مسجد نيمه تمام بود و كارگران در آنجا مشغول كار بودند، ناگهان ديدند شيخ جعفر روى زمين نشست و شديدا مشغول گريه شد. از او سبب گريهاش را پرسيدند، فرمود: به اينجا كه رسيدم، ديدم كارگران بار الاغى را كه سنگ و خاك بود خالى كردند و پالان آن الاغ را از پشت الاغ جهت استراحت آن حيوان برداشتند. الاغ روى زمين دراز كشيد و به خاراندن بدن خود به وسيله حركاتش بر زمين مشغول شد و در اين ميان به من نظر انداخت و فرياد زد: آشيخ! من بار صاحبم را به منزل و مقصد رساندم، تو كه بيش از پنجاه سال از عمرت مىگذرد آيا بار امانت صاحبت حضرت حق را به منزل رساندهاى يا نه؟ از اين هشدارى كه اين حيوان به من داد بىطاقت شدم و نتوانستم از گريه خوددارى كنم!!
آرى، اگر بنا باشد انسان پند بگيرد، از هر چيزى و از هر كسى به نفع خود و براى