عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٨ - عالم كبير و عالم صغير
عالم كبير و عالم صغير
اين بيداران راه دوست گفتهاند:
چنانچه در عالم ظاهر كره زمين را كوهها و معادن و رودها و نهرها و درياها و بازارهاست هم چنان در عالم صغير انسانى مانند آنها موجود است به اين معنا كه:
بدنش زمين، استخوانها كوهها، مغز معادن، درون دريا، امعاء رودها، رگها نهرها، پيه گل، موى گياه، محل روييدن موى خاك پاك حاصلخيز، انس آبادانى، پشت تپهها، وحشت خرابهها، تنفس بادها، سخن رعد، صدا صاعقه، گريه باران، سرور و فرح روشنايى، غصه و اندوه تاريكى، خواب مرگ، بيدارى حيات، ولادت ابتداى سفر، كودكى بهار، جوانى تابستان، كهولت پاييز، پيرى زمستان، مرگ انتهاى سفر دنيايى، سالهاى عمر شهرها، ماهها منزلگاهها، هفتهها فرسخها، روزها ميلها، نفسها گامها[١]، از اين جهت عالم صغير است و دنيا نسبت به او عالم كبير.
روح و قلبش از نظر استعداد از وسعت سماوات و ارض گستردهتر و مركز گنجايش علم و هدايت و عشق و محبت و مستعد خلافت و ولايت و كرامت و حقيقت است، از اين جهت عالم كبير و دنيا نسبت به او عالم صغير است.
اين جهان با عظمت و دنياى بىنهايت معلم و استادى مىخواهد تا به شناخت ظاهر و باطنش هدايتش نمايد و غرض از خلقت وى را به وى بنماياند و مبدأ و معادش را به وى بشناساند و راه صحيح سلوك و سير او را از دنيا تا به آخرت به او تعليم دهد و اين معلم و استاد عقل خود او نيست كه عقلش از نظر استعداد جزئى
[١] - تفسير خسروى: ٥/ ٩.