عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٦ - گفتگوى يوسف با زليخا
به مقام رهبرى مملكت مصر رسيد و به تمام اوضاع و احوال آن مملكت مسلط شد، در اين زمينه قرآن مجيد مىفرمايد:
[و كذلك مكنا ليوسف في الأرض يتبوأ منها حيث يشاء نصيب برحمتنا من نشاء و لا نضيع أجر المحسنين][١]:
اينگونه يوسف را در [آن] سرزمين مكانت و قدرت داديم كه هر جاى آن بخواهد اقامت نمايد. رحمت خود را به هر كس كه بخواهيم مىرسانيم و پاداش نيكوكاران را تباه نمىكنيم.
چون برادران در سفر سوم به حضورش رسيدند براى اين كه از شدت شرم و خجالت آنان بكاهد و بار سنگين روح آنان را از عملى كه كرده بودند كم كند به آنان فرمود:
[هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جاهلون][٢].
گفت: آيا زمانى كه نادان بوديد، دانستيد با يوسف و برادرش چه كرديد؟
آنان ناگهان به خود آمده و پس از اندكى تأمل گفتند:
آيا تو همان يوسف هستى كه چهل سال قبل دچار خطاى ما شدى؟
گفت: آرى، من يوسفم و اين برادر من است، اين خداوند مهربان است كه بر ما منت گذاشت و به خاطر تقوا و صبر، ما را به اين مقام و منزلت رساند كه خداوند عزيز اجر و مزد نيكوكاران را ضايع نمىكند.
برادران گفتند: به خداوند قسم كه حضرت حق تو را بر ما به «ملك و عزت و عقل و حسن و كمال» برگزيد و ما در عدم شناخت حق تو، مقصر و خطاكاريم.
[١] - يوسف( ١٢): ٥٦.
[٢] - يوسف( ١٢): ٨٩.