عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٤ - فروغى از شخصيت حضرت مولىالموحدين
معنويت بزرگتر از او به ياد نداشت، در كار حق اهمال نمىكرد و پناه طمع زورمندان و زورگويان نبود، ضعيف ذليل نزدش قوى و عزيز بود و تا حقش را از ستمگر نمىگرفت از پاى نمىنشست قوى عزيز كه بىجهت قوى بود نزدش ذليل مىنمود و تا حق مظلوم را از وى نمىستاند او را رها نمىكرد، نزديك و دور نزدش مساوى بودند، شخصيت آن حضرت حق و صدق و رفق بود، قولش حكمت و كارش بردبارى و احتياط و رأيش دانش و بينش و براى اسلام بهترين تكيهگاه و براى حل مشكلات بهترين حلال و براى خاموش كردن شعلههاى سركش كفر و بىدينى قوىترين خاموش كننده و براى ايمان و اسلام و مردم مؤمن پناهگاه و براى دشمنان غيظ و غلظت بود.
|
هركس تو را شناخت غم از جان و سر نداشت |
سر داد و سر زپاى تو يك لحظه برنداشت |
|
|
عشق رخت به خرمن عشاق بىقرار |
افروخت آتشى كه خموشى دگر نداشت |
|
|
داند خدا كه شعله عشق تو گر نبود |
كانون پر شراره هستى شرر نداشت |
|
|
اى ماه من زمانه پس از ختم انبيا |
بهتر ز ذات پاك تو ديگر پسر نداشت |
|
|
باشد خدا على و تو را نيز نام اوست |
شاخ حيات از تو گلى خوبتر نداشت |
|
رسول خدا ٦ به او فرمود:
يا على! آن چنان كه خداوند تو را مزين فرموده، احدى از بندگانش را زينت نداده آن هم زينتى كه از هر زينتى در نزد او محبوبتر است.