عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٧ - خلافت بلا فصل امير مؤمنان على
رسول خدا ٦ و پسر عم و داماد او، در شهر علم نبوى و مجسمه تمامنماى اخلاق نبى معظم ٦، از امروز تاج امامت را به فرمان پروردگار عالميان به ابلاغ رسولش بر سر مىگذارد و منبر و محراب پيامبر ٦ بدو تفويض مىگردد.
آرى، او شايستهترين انسانى است كه سزاوار است بر كرسى جانشين نبى اكرم ٦ جاى گيرد و بر مسند رهبرى مسلمانان تكيه زند.
على به پيشوايى مسلمانان برگزيده شد، چه مژدهاى بزرگ و چه انتخابى شايسته.
در اين هنگام دسته دسته مردم به حضورش مىرسيدند و دست مردانه او را به عنوان پيشوايى خويش مىفشردند.
رؤساى قبايل، سران عشاير و طوايف و بزرگان مهاجر و انصار به خدمتش بار مىيافتند و رهبريش را تهنيت مىگفتند.
كسانى هم چون ابوبكر بن ابىقحافه، طلحه، زبير و عمر بن خطاب از امامتش اظهار خوشوقتى مىكردند!
مخصوصا ابوبكر و عمر به وى چنين اظهار مىكردند:
به به اى پسر ابوطالب! تهنيت باد تو را كه مولاى ما و مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى.
حسان شاعر معروف پيامبر ٦ مىگفت:
اى بزرگان قريش! من پس از بيعت در حضور پيامبر ٦ گواهى مىدهم كه ولايت و امامت على ثابت شد، آن گاه به عرض رسول اسلام ٦ رسانيد كه اجازه دهيد اشعارى درباره على بگويم و شما بشنويد، با كسب اجازه از رسول اسلام ٦ قصيده شيوايى همان هنگام به مباركى آن روز فرخنده سرود و در برابر جمع خواند و در آن قصيده گفت: