عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٨ - علاقه انبيا و كرامت انسان
و معارف ملكوتى را به توده مردم و عوامترين انسانها در خور فهم و عقلشان و در حد استطاعت و قدرت فكرشان تفهيم كنند و آنان را از حضيض جهالت به اوج معرفت برسانند!
آرى، دانش انبيا با همه قدر و علو و اوجى كه در عظمت و واقعيت دارد قابل فهم همگان است، البته هر كسى درخورشأن عقل و فكرش مىتواند از اين سفره الهى تغذيه شود و به جايى برسد.
|
علم سوى در اله برد |
نه سوى مال و نفس و جاه برد |
|
|
جان بىعلم دل بميراند |
شاخ بىبار ربو بگيراند |
|
|
هر كه را علم نيست گمراه است |
دست او زان سراى كوتاه است |
|
|
مرد را علم ره دهد به نعيم |
مرد را جهل در برد به جحيم |
|
|
علم باشد دليل نعمت و ناز |
خنك آن را كه علم شد دمساز |
|
|
كار بىعلم بار و بر ندهد |
تخم بىمغز پس ثمر ندهد[١] |
|
علاقه انبيا و كرامت انسان
انبياى الهى در مقامى بالا از علم و حكمتند و بدين سبب دل آنان از عشق به حكمت و علم و ابلاغ آن به تمام انسانها هم چون دريا پر از موج است و در اين راه از هيچ گونه كوششى دريغ نكردند، درحدى كه اهل انصاف و عاقلان و آگاهان و دانشمندان با بصيرت در شرق و غرب معتقد و مقر و معترف و مذعن به اين حقيقتاند كه دانشى و حكمتى كه امروز در دست انسانهاست، مايه در علم و حكمت انبياى الهى دارد.
[١] - حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة، سنايى غزنوى.