تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١٠١ - آيندهاى كه هرگز رخ نداد
مجزا و مخالف يكديگر پديد آمد. در يك سو فمينيستهاى مخالف پورنوگرافى بودند و در سوى ديگر زنانى كه فكر مىكردند اگر فمينيسم راجع به آزادى زنان صحبت مىكند، پس زنان بايد آزاد باشند كه در مجلات پورنو ظاهر شوند يا به آنها نگاه كنند.
عبارت «فمينيستهاى موافق سكس»[١] اولين بار توسط برخى از اعضاى جنبش زنان مورد استفاده قرار گرفت، كسانى كه مىخواستند خودشان را از گروه مخالف پورنوگرافى متمايز كنند. اما همه فمينيستها فكر مىكردند كه موافق سكس هستند. برونميلر و همكارانش احساس مىكردند كه زنان را از قالبهاى جنسى پَست و فرهنگِ حاكميت مردان، آزاد مىكنند و زمينه را براى لذت جنسى بيشتر زنان مهيا مىكنند. مخالفان آنان فكر مىكردند كه آنها با نوع جديدى از سركوبگرى درونى مبارزه مىكنند. برونميلر در اين باره مىگويد: «آنها ادعا مىكنند ما عقايد و رفتار آنان را محكوم مىكنيم و من حدس مىزنم كه ما اين كار را انجام مىدهيم.» همه براى بدست آوردن آزادى مبارزه مىكنند اما هنگامى كه صحبت از سكس مىشود، آزادى براى افراد مختلف معانى متفاوتى مىدهد.
او در جنبش آزادسازى زنان شركت كرده بود، هنگامى كه اين جنبش، يك تلاش استوار و يكپارچه براى تغيير بود، اما ناگهان او در يك دالان پرپيچوخم تناقضها قرارگرفت. «فمينيستهايى» بودند كه با جمهورىخواهان محافظهكار همكارى مىكردند. هرزهنگاران «فمينيست» وجود داشتند. «فمينيستهاى» جدايىطلب وجود داشتند. آنچه زمانى شفاف و زيبا بود، حالا آشفته و محل نزاع شده بود. وى مىنويسد: «در ابتدا يك شجاعت مقدسى براى مبارزه ضد پورنوگرافى وجود داشت، يك مبارزه آرمانى و خيالى در سنت فمينيستهاى راديكال. زنان اين جنبش در جنگى عليه كسانى كه مالك فمينيسم بودند شركت مىكردند يا كسانى كه عنوان آن را به همراه داشتند تا تحت آن نام صحبت كنند، اما در حقيقت عنوانى وجود نداشت.» رابطه خواهرى (بين فمينيستها) قدرتمند بود، اما نزاع و سرزنشهاى داخلى خستهكننده شد و تعداد زنان جنبش كاهش مىيافت. برونميلر در ادامه مىنويسد: «برنامه مبارزه با هرزهنگارى، آخرين نفسهاى فمينيسم راديكال را تشكيل مىدهد و هيچ موضوع قوى قابل مقايسهاى روى نداده است تا جاى آن را بگيرد.»
[١] -Sex -Positive Feminist