تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١٠٢ - آيندهاى كه هرگز رخ نداد
اميلى كرامر[١] و مليندا گالاگر[٢] كه هيوهفنر را قهرمان مىدانند، گروهى به نام
CAKE
را تشكيل داده و مىگويند: «انقلاب جنسى جديد جايى است كه تساوى جنسى و فمينيسم در نهايت به هم مىرسند.» آنها پارتىهايى با همين نام برگزار مىكنند كه در آن زنان مىتوانند «تمايلات جنسى زنان» را كشف كرده و «فمينيسم در عمل» را تجربه كنند. در اين پارتىها دختران با لباس اندك به نمايش اندامهاى خود و روابط جنسى با يكديگر و با مردان مىپردازند.
بسيارى از تعارضات بين جنبش آزادسازى زنان و انقلاب جنسى و نزاع ميان زنان جنبش، سى سال پيش حلنشده ماند و آنچه امروز مىبينيم باقيمانده آن كشمكشهاست.CAKE نمونهاى از راه بيگانهاى است كه مردم از طريق آن از تناقضهاى گذشته چشمپوشى كرده، وانمود مىكنند كه آنها هرگز وجود نداشتهاند و ايدئولوژىهاى مختلف و متضاد را درهم مىتنند تا يك نوع نامربوط از فمينيسم برهنگى را شكل دهند.
بخشى از فمينيسم برهنگى بوسيله شورش نسل جديد تحريك مىشود. پذيرفتن برهنگى راهى است براى زنان جوان تا نشان دهند ما به عقايد شديد فمينيستهاى موج دوم اهميتى نمىدهيم. قطعاً اين نسل مىتواند كمتر از سوزان برونميلر و همكارانش، اهل نزاع باشد زيرا اكنون دنيا مكان متفاوتى است.
اما فمينيسم برهنگى تنها يك شورش نيست، بلكه يك تلاش مغشوش در ادامه كار جنبش زنان است. فمينيستهاى شهوتران تمام اين مسائل غيرمنطقى را خودشان بوجود نياوردهاند، بخشى از آن را در مدرسه ياد مىگيرند. علاقه شديد به ارائه شهوتانگيز سكس و نوع خاصى از مطالعات زنان، اكنون در فعاليتهاى آكادميك مُد هستند و هر دو به دفعات در كنار يكديگر ارائه مىشوند، گويى كه يك مجموعه يكپارچه و قابل درك را شكل مىدهند.
دوران بسيار عجيبى است، برگزارى كلاسهايى درباره ريشههاى ادبيات غرب، تصويب نمىشود، اما پيشنهاد كلاسى راجع به هرزگى مورد موافقت قرار مىگيرد. در محيطى كه در آن همه درباره «تفسيرهاى» جنسيت صحبت مىكنند، طبيعى است كه نشان دهيم پنداشتهاى (مشروط از نظر فرهنگى) ما از سكس اشتباه است، يعنى سكس
[١] -Emily Kramer
[٢] -Melinda Gallagher