تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ٤٩ - تئورىهاى شناختى
مطابق با تئورىهاى اجتماعىسازى، دختران در مورد نقشهاى مورد انتظار از زنان، مىآموزند و مىكوشند اين انتظارات را عملى نمايند. چرا كه اينگونه عمل نمودن، پاداشهاى خاصى به دنبال دارد و سازگارى با انتظارات، خودارضا كننده است. به علاوه، تخطى از حدود اين نقشها، ممكن است با تنبيه، بدنامى و حتى خشونت مواجه شود. تئورىهاى اجتماعىسازى كمك مىكنند بفهميم كه درك دختران از زنانگى مناسب «طبيعى» و يا «فطرى» نيست و از طريق فرآيند رشد حاصل شده است كه به وسيله آن، دختران از بزرگسالان و همسالان اطرافشان، اطلاعات واقعى يا ساختگى، كسب مىكنند.
تئورىهاى اجتماعى فرهنگى
ديگر تئورىهاى روانشناسى، بر فرهنگ و يا فضايى كه دختران در آن رشد مىكنند و مفاهيم از ميان آن خلق مىشوند، تأكيد دارند. برطبق اين تئورىها، گزينههاى منتخب براى ظاهر و رفتار فرد، و نيز تقويت از طريق عوامل اجتماعىساز، در يك محيط اجتماعىاى وجود دارند كه در آن، تنها گزينههاى خاصى در دسترس، موجود و يا رسمى هستند. تئورى ترويج، اشاره دارد به اينكه وقتى افراد در معرض رسانهها و يا عوامل اجتماعىكننده ديگر قرارمىگيرند، به تدريج باورهايى درباره دنيايى كه با تصاوير ديدهاند و يا با پيامها شنيدهاند را مىپذيرند و ترويج مىكنند. تئورىهاى تنظيم برنامه كار، اين واقعيت را كه خروجىهاى مهم رسانهاى، بر موضوعات و يا حوزههاى معينى تمركز دارند، پر رنگ مىكنند. در واقع، به دختران مىگويند كه چه چيزى مهم است و يا چه چيزى مهم نيست؟
تئورىهاى فمينيستى و تئورىهاى ساخت اجتماعى، بر پيامهايى از روابط جنسى به عنوان روابط قدرت، تأكيد مىكنند.
تئورىهاى شناختى
روانشناسان اجتماعى نشان دادهاند كه نگرشها و باورهاى زيادى، به صورت آشكار يا ناخودآگاه و خودكار عمل مىكنند. به عنوان مثال، در تحقيقات زيادى، بيشتر شركت كنندگان سفيد پوست، يك رابطه غيرارادى بين