تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ٣٢ - تبليغات
طور مشابه، ريچرت[١] و كارپنتر[٢] (٢٠٠٤)، دريافتند كه در حالىكه زنان در حدود نيمى از زمانها در تبليغات مجلات زنان چاپ شده در سال ٢٠٠٣، به صورت وسوسه آميز لباس پوشيده بودند، نيمه پوشيده و يا برهنه بودند و در تبليغات مجلات مردان تقريباً ٤ زن از ٥ زن (٧٨%) در اين حالتها نمايش داده شده بودند. بررسى عكسهاى دو مجله معروف مردان، نشان داد كه ٥/ ٨٠% زنان به عنوان اشياء جنسى نمايش داده شده بودند.
تبليغات مجلات، به روش دومى نيز زنان را جنسى مىكنند. شواهد نشان مىدهند كه چنين شىءسازى جنسى، بيشتر براى زنان در تبليغات مجلات اتفاق مىافتد تا مردان. به عنوان مثال، ريچرت[٣]، لامبياس[٤]، مورگان[٥]، كارستارفن[٦] و زاوينا[٧] (١٩٩٩)، دريافتند كه زنان ٣ برابر بيشتر از مردان احتمال دارد كه از لحاظ جنسى بصورت تحريك كننده لباس بپوشند. در بررسى آنها از تبليغات دو مجله چاپ شده در سال ١٩٩٢، دبليو. جِى. رودمن[٨] و وردى[٩] (١٩٩٣)، دريافتند كه مانكنهاى زن، بيشتر از مانكنهاى مرد در شرايط سلطهپذيرى، استثمار جنسى و خشونت قرار مىگيرند. در ٨٠% تبليغات، زنان ژستهاى از لحاظ جنسى استثمار كننده گرفته بودند.
يافتهها مستند كردهاند كه چنين الگوهايى به مرور زمان افزايش يافته است. سولويان[١٠] و ا- كُنور[١١] (١٩٨٨)، يك رشد ٦٠ درصدى در نمايش زنان در نقشهاى كاملًا «تزئينى»، از سال ١٩٧٠ گزارش كردند. بوسبى[١٢] و لِيچتى[١٣] (١٩٩٣)، در بررسى ١٨٧١ تبليغ متعلق به سالهاى ١٩٥٩، ١٩٦٩، ١٩٧٩ و ١٩٨٩ در تعداد نقشهاى تزئينى و يا فريبنده زنان، يك رشد- از ٥٤% در سال ١٩٥٩ به ٧٣% در سال ١٩٨٩- را گزارش كردند. كنگ[١٤] (١٩٩٧)، در نمايش بدن دختران در تبليغات، يك افزايش از ٢٥% تبليغات در سال ١٩٧٩ به ٣٢% در سال ١٩٩١- گزارش كرد. ريچرت[١٥] و كارپنتر[١٦] (٢٠٠٤)، با مقايسه تصاوير داراى ديدگاه جنسى متعلق به شش مجله كه در طى يك دوره ٢٠
[١] -Reichert .
[٢] -Carpenter .
[٣] -Reichert .
[٤] -Lambiase .
[٥] -Morgan .
[٦] -Carstarphen .
[٧] -Zavoina .
[٨] -W .J .Rudmann .
[٩] -Verdi .
[١٠] -Sullivan .
[١١] -OConnor .
[١٢]-Busby .
[١٣]-Leichty .
[١٤]-Kang .
[١٥]-Reichert .
[١٦]-Carpenter .