تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١٤٦ - ايجاد تغيير
ايجاد تغيير
ثروتمند كسى نيست كه از مال دنيا فراوان دارد، بلكه كسى است كه داراى فكرى قانع مىباشد.
حضرت محمد ٦
در اين كتاب براى اثبات حقيقت بيان محمد، اطلاعات علمى گوناگونى را ارائه دادهايم، بيانى كه مىرسد اين است: زندگى كه تنها بر محور ماديات باشد به هيچوجه معنىدار و هدفمند نيست.
در بخش دوم، مشاهده كرديم كه گرايشهاى مادى، سطح كيفى زندگى و سلامت روانى انسان را كاهش مىدهد. همچنين به اين نتيجه رسيديم كه با استقرار مادىگرايى در سيستم ارزشى انسان، نيازهاى اساسى او چون امنيت و سلامتى، مهارت و اعتماد به نفس، ارتباط با ديگران، آزادى و استقلال روانى او بدون پاسخ مانده و تأمين نمىشوند. در بخش بعدى نيز به بررسى راههايى كه معيارهاى مادى چگونه مىتوانند در خلاف جهت سعادت ساير انسانها، جوامع و سياره زمين عمل كنند، پرداخته شد.
در نتيجه تمامى اين بحثها، كاملًا واضح است كه گرايشهاى مادى، كيفيت زندگى انسان را پايين مىآورد، بنابراين با شناخت اين مشكل، دو سئوال برايمان پيش مىآيد: اولًا بينش ديگرى كه در آن زندگى شخصى و اجتماعى بر محور ماديات استوار نشده باشد كدام است؟ و سئوال سختتر آنكه چطور مىتوانيم تغييرات لازم را براى رسيدن به بينشى غنى و ايجاد زندگى سالم و با كيفيت در خود بوجود آوريم؟
براى يافتن پاسخ اين سئوالات به مشكل مادىگرايى در قالب يك ارزش بنگريم. از طرفى انسان، ارزشها و معيارهاى خود را در زندگى، از خانواده، همسالان، آموزشهاى اجتماعى و رسانهها كسب مىكند و از طرف ديگر بايد گفت جامعه، مجموعهاى از انسانهاست و عملكرد آن بستگى به ارزشهاى تك تك اين انسانها دارد. بنابراين مردم مادىگرا هستند چون جامعهشان مادىگرا است و جامعه مادىگراست چون بسيارى از مردم آن معتقدند كه مطالبات مادى، آنها را به خوشبختى واقعى مىرساند. با بروز مشكل مرغ و تخممرغ معروف كه مىتواند در يافتن پاسخ، نااميد كننده باشد، اما من معتقدم اين وابستگىها عملًا در رسيدن به پاسخها، اميدوار كننده هستند.
بطورى كه اگر بتوانيم جامعه را تغيير دهيم، ارزشهاى انسانى نيز متحول مىشوند و اگر انسانها تصميم بگيرند كه تغيير كنند ارزشهاى اجتماعى نيز متحول مىشوند.