تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١٣٧ - مادىگرايى، انگيزه فطرى
زنجيرههاى مادىگرايى
در نظام قرون وسطى، سرمايه و دارايى در خدمت انسان بود، اما در نظام متجدد و مدرن فعلى سرمايه سرور انسانها شده است. اريچ فروم[١]
تاكنون متوجه شدهايم كه چگونه مادىگرايى مانع سعادت و تعالى ما مىگردد: گرايش به ارزشهاى مادى با ايجاد احساس عدم امنيت در ما، باعث مىشود براى اثبات مهارتها و توانمندىهايمان در مسيرى بىانتها پا گذاريم. شيوه ديگرى كه در آن، مادىگرايى در جهت خلاف پاسخگويى به نيازهاى روحى و سلامت روانى ما عمل مىكند، سلب آزادىهاى فردى مىباشد. به عبارت ديگر، تلاش بدون وقفه براى دستيابى به ثروت، شهرت و ظاهر در زندگى، پاسخگويى به بسيارى از نيازهاى اساسى ما از جمله اصالت، واقعى بودن و خود مختارى را تحتالشعاع قرار مىدهد.
اما اين اتفاق چگونه مىافتد؟ كالاهاى مصرفى و ظاهر انسان دو عامل اصلى براى ابراز هويت فردى او هستند. براى مثال استفاده از لباسهاى جين را كه امروزه بسيار متداول است در نظر بگيريد، تعداد زيادى از افراد جامعه از انواع اين محصول استفاده مىكنند. جداول سودآورى كمپانىهاى بزرگ بر توليد انبوه و مصرف انبوه تكيه دارند. تبليغات آنها ممكن است ما را متقاعد كند كه چون ما، مالك يك نوع محصول خاص مىشويم، آن محصول منحصر به فرد است، اما بايد به خاطر داشته باشيم كه هدف چنين كمپانىهايى فروش كالا به ميليونها مشترى مانند ما است. در حقيقت نمىتوان به انتخاب يك مدل از هزاران مدل لباس جين، عنوان «آزادى» نهاد.
برداشت من از تضاد بين مادىگرايى و خود مختارى آن است كه آنها دو سيستم محرك كاملًا متفاوت هستند كه هر يك مىتواند مسئول ايجاد رفتارهاى ما باشند. مادىگرايى از يك سيستم محرك نشأت گرفته است كه تنها بر تحسين و پاداش تكيه دارد؛ در حالى كه استقلال و واقعى بودن ناشى از سيستم محركى هستند كه به علاقه، لذت، چالش و انجام كارها براى خاطر خودشان، مربوط مىشوند.
مادىگرايى، انگيزه فطرى
ارزشهاى انسان موجب مىشود او در زندگى به شيوههايى خاص، تجربيات ويژهاى را دنبال كند و نسبت به آنها واكنش نشان دهد. اگر افراد براى آزادى و ابراز وجود خود ارزش اندكى قائل باشند، احتمالًا نمىتوانند زندگىشان
[١] -Erich Fromm .