تاثير فمينيسم بر دختران در غرب
(١)
پيش درآمد
١ ص
(٢)
سخن معاونت پژوهشى
٤ ص
(٣)
در مورد نويسندگان
٨ ص
(٤)
مقدمه
١٠ ص
(٥)
فصل اول شواهد«ايجاد كردن ديدگاه جنسى در مورد دختران»
٢٠ ص
(٦)
عوامل فرهنگى
٢٠ ص
(٧)
رسانهها
٢٠ ص
(٨)
تلويزيون
٢١ ص
(٩)
فيلمها
٢٢ ص
(١٠)
كارتونها و انيميشنها
٢٣ ص
(١١)
مجلات
٢٤ ص
(١٢)
اينترنت
٢٥ ص
(١٣)
شوهاى موسيقى
٢٦ ص
(١٤)
اشعار آهنگها
٢٧ ص
(١٥)
رسانههاى ورزشى
٢٨ ص
(١٦)
بازىهاى تصويرى - كامپيوترى
٣٠ ص
(١٧)
تبليغات
٣١ ص
(١٨)
محصولات
٣٦ ص
(١٩)
خلاصه بررسى عوامل فرهنگى
٣٩ ص
(٢٠)
عوامل درون فردى
٣٩ ص
(٢١)
عوامل درونروانى
٤٤ ص
(٢٢)
خلاصه بخش
٤٧ ص
(٢٣)
فصل دوم پيامدهاى«ايجاد كردن ديدگاه جنسى در مورد دختران»
٤٨ ص
(٢٤)
تئورىهاى اجتماعىسازى
٤٨ ص
(٢٥)
تئورىهاى اجتماعى فرهنگى
٤٩ ص
(٢٦)
تئورىهاى شناختى
٤٩ ص
(٢٧)
تئورىهاى روانكاوانه
٥٠ ص
(٢٨)
تئورى شىءبينى
٥٠ ص
(٢٩)
فرآيندهاى رشدى مرتبط با«ايجاد كردن ديدگاه جنسى در مورد دختران»
٥٢ ص
(٣٠)
رشد شناختى
٥٢ ص
(٣١)
شكلگيرى هويت
٥٢ ص
(٣٢)
تغييرات در عزت نفس وابسته به سن
٥٢ ص
(٣٣)
تأثير بر سلامت و تندرستى دختران
٥٣ ص
(٣٤)
تأثيرات استثمار جنسى بر دختران
٦٥ ص
(٣٥)
موفقيت ها و پيشرفت هاى تحصيلى زنان
٧١ ص
(٣٦)
مزاحمت جنسى در مدارس
٧٢ ص
(٣٧)
خشونت و استثمار
٧٤ ص
(٣٨)
خلاصه بخش
٧٧ ص
(٣٩)
فصل سوم جايگزينها و روشهاى مثبت براى خنثىسازى اثر«ايجاد كردن ديدگاه جنسى در مورد دختران»
٧٨ ص
(٤٠)
روش اول اقدام از طريق مدارس و آموزش رسمى
٧٨ ص
(٤١)
سواد رسانهاى
٧٨ ص
(٤٢)
مسابقات ورزشى
٨٠ ص
(٤٣)
فعاليتهاى فوق برنامه
٨١ ص
(٤٤)
روش دوم اقدام از طريق خانواده
٨١ ص
(٤٥)
واسطه بودن يا باهم تماشا كردن تلويزيون
٨٢ ص
(٤٦)
دين، معنويت و عبادت
٨٢ ص
(٤٧)
عملگرايى فعاليتهاى اجتماعى والدين و خانوادهها
٨٣ ص
(٤٨)
روش سوم كار كردن مستقيم با دختران و گروههاى آنان براى مقاومت كردن
٨٣ ص
(٤٩)
عملگرايى و مقاومت
٨٥ ص
(٥٠)
خلاصه بخش
٨٨ ص
(٥١)
مقدمه
٩٠ ص
(٥٢)
فرهنگ برهنگى
٩٣ ص
(٥٣)
آيندهاى كه هرگز رخ نداد
٩٦ ص
(٥٤)
ماده خوكهاى شوونيست
١٠٦ ص
(٥٥)
از زنان تا پسران
١٠٩ ص
(٥٦)
خوكها در حال تعليم
١١٢ ص
(٥٧)
خريد براى سكس
١١٥ ص
(٥٨)
نتيجهگيرى
١١٨ ص
(٥٩)
مقدمه
١٢٠ ص
(٦٠)
پيامهاى درهمآميخته
١٢٤ ص
(٦١)
سعادت فردى
١٢٦ ص
(٦٢)
نيازهاى روانشناختى
١٢٨ ص
(٦٣)
ابراز نياز و ارضاى آن
١٢٨ ص
(٦٤)
تفاوتهاى فردى در نهادينهسازى
١٢٩ ص
(٦٥)
عدم امنيت
١٣١ ص
(٦٦)
مادىگرايى و خانواده
١٣١ ص
(٦٧)
مادىگرايى و شيوههاى تربيت فرزند
١٣١ ص
(٦٨)
طلاق
١٣٢ ص
(٦٩)
مادىگرايى و مليت
١٣٢ ص
(٧٠)
زنان در مردان به دنبال چه هستند؟
١٣٢ ص
(٧١)
شكننده بودن بهاى خود
١٣٣ ص
(٧٢)
روابط ضعيف
١٣٤ ص
(٧٣)
زنجيرههاى مادىگرايى
١٣٧ ص
(٧٤)
مادىگرايى، انگيزه فطرى
١٣٧ ص
(٧٥)
چگونه پاداش، انگيزههاى فطرى آدمى را سست مىسازد؟
١٣٩ ص
(٧٦)
تمركز بر نظر ديگران در مورد خود
١٣٩ ص
(٧٧)
مادىگرايى و فعاليتهاى فاقد انگيزه درونى
١٤٠ ص
(٧٨)
فشار و اعمال زور
١٤٠ ص
(٧٩)
خانواده، جامعه و زمين
١٤٢ ص
(٨٠)
ازدواج
١٤٢ ص
(٨١)
تربيت فرزندان
١٤٢ ص
(٨٢)
اجتماع
١٤٣ ص
(٨٣)
زمين
١٤٤ ص
(٨٤)
ايجاد تغيير
١٤٦ ص
(٨٥)
ارزشهاى سالم، جامعه سالم
١٤٧ ص
(٨٦)
ايجاد تغيير
١٤٧ ص
(٨٧)
تغيير شخصيتى
١٤٨ ص
(٨٨)
تغيير خانوادگى
١٥٢ ص
(٨٩)
تغيير اجتماعى
١٥٦ ص

تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١٢٩ - تفاوتهاى فردى در نهادينهسازى

گرچه نياز، انگيزه اصلى آدمى براى انجام كارى در جهت ارضاى آن است، اما نياز، چگونگى شيوه ارضايش را بيان نمى‌كند نحوه‌ى ابراز نيازها در آدمى و مسيرى كه بدان وسيله ارضا مى‌شوند بستگى به عواملى از جمله شخصيت فردى، شيوه زندگى، ارزش‌ها و فرهنگى كه در آن زندگى مى‌كنند، دارد.

مثلًا وقتى احساس گرسنگى مى‌كنيم، نياز ما به غذا، تبديل به انگيزه‌ى ما براى خوردن مى‌شود. شيوه‌اى كه ما براى پاسخ به اين نياز انتخاب مى‌كنيم بسته به ذائقه شخصى و محيط زندگى ما تفاوت مى‌كند. بنابراين شخصيت فردى و بستر فرهنگى- اجتماعى قالب رفتارى خاصى را براى ابراز نياز و پاسخ به آن تعيين مى‌كند و در بسيارى از اوقات اين قالب يا الگوى ايجاد شده كاملًا پاسخ‌گوى نياز ماست و سلامت روانى ما را نيز حفظ مى‌كند، اما ساختارهاى شخصيتى و يا برگرفته از شرايط محيط زندگى نيز وجود دارد كه نهايتاً به نفع ما نيستند و نمى‌توانند به سلامت و سعادت ما كمك كنند.

وقتى به فرهنگ مصرفى نگاهى بيندازيم مشخص مى‌شود كه مردم دائماً با پيام‌هايى براى پاسخ به نيازهايشان بمباران مى‌شوند. پيام‌هايى كه مى‌گويند: از اين محصول خريدارى كنيد تا سلامتتان تأمين شود. محصولات اين كارخانه باعث ايمنى منزل مى‌شود و ... بطوركلى جوامع مصرفى براى ارتقاء كيفيت زندگى، الگوها و مدل‌هاى زيادى را پيشنهاد مى‌كنند كه تنها با كسب اهداف مادى امكان‌پذيرند. قهرمانان فرهنگ‌هاى مصرف‌گرا، معمولًا معروف، خوش‌قيافه، ثروتمند و افرادى هستند كه به عنوان انسان‌هاى موفق معرفى مى‌شوند و هر شهروندى بايد نهايت تلاش خود را براى تقليد از آنها و همانندى با آنها داشته باشد.

هر يك از ما به نوبه خود در رويارويى با چنين پيام‌هايى كه شيوه مصرف‌گرايى و مادى‌گرايى را تبليغ مى‌كند، ارزش‌هاى مادى را جذب مى‌كنيم و در خود پرورش مى‌دهيم. به اين ترتيب پيام جامعه مصرف‌گرا در زندگى و اعتقاد ما، نهادينه مى‌گردد. سپس اين ارزش‌ها زندگى ما را سازماندهى كرده و براى نگرش، اهداف و رفتار ما الگوسازى مى‌كنند.

هر يك از ما در زندگى تا حدى به دارايى، پول و ظاهر اهميت مى‌دهيم اما در نگرش مادى‌گرايانه، مالكيت و ماديات، پايه نظام ارزشى انسان را بنا مى‌كند.

تفاوت‌هاى فردى در نهادينه‌سازى‌