تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ١٠٤ - آيندهاى كه هرگز رخ نداد
كردم، در پارتى كارگران سوسياليست[١] (كه اعضاى آن اغلب در تظاهراتهاى سياسى شركت مىكنند) و در اماكن مختلف براى اعتصاب ٢٦ آگوست تبليغ كرديم. آن روز دهها هزار زن آمدند و من احساس كردم ما ديگر يك گروه راديكال ديوانه نيستيم، ما يك جنبش سياسى هستيم.»
جنبش زنان، ايدههاى انقلابى را معرفى كردند كه پرطرفدار شد و حالا كاملًا آشكار بنظر مىرسد. آن زنان خود بخود مجبور نيستند مادر يا حتى همسر باشند. آن زنان مستحق ضمانت قانونى براى حمايت مساوى تحت قانون هستند. آن زنان بايد اجازه حضور در دانشگاههاى درجه يك را داشته باشند (پرينستون و ييل تا سال ١٩٦٩، هاروارد تا سال ١٩٧٢ و كلمبيا تا سال ١٩٨٣ دختران را نمىپذيرفتند). آن زنان نبايد در محلهاى كار مورد تبعيض واقع شوند.
در اواخر دهه شصت و هفتاد، حتى زنانى كه تماس مستقيمى با جنبش نداشتند، اثرات موجوار عملگرايى فمينيست را حس مىكردند. زنان عادى كه در جشن آزادى سقط جنين يا در اعتصاب شركت نداشتند، اين وقايع را در تلويزيون مىديدند يا در روزنامهها مىخواندند. زنان جنبش، تأثير بزرگ و رسانهاى بر ديگران داشتند. در اوج اين حركت، زنانى در شهرهاى اصلى بودند كه پيام آنها را به توده مردم مىرساندند.
در نهايت، علاوه بر آزادىهاى آشكارى كه فمينيسم براى زنان غيرجنبش به ارمغان آورد، واژگان، لباسها، سليقه و آگاهى آنها را تحت تأثير قرارداد. برونميلر مىنويسد: «حتى ظاهر زنان آزاديخواه (بدون توجه به آرايش و ترجيح استفاده از شلوار جين و لباسهاى بلند و موهاى ژوليده) مانند يك ظاهر سكسى، جالب توجه مُدگرايان قرار گرفت. فمينيسم علاوه بر مهم و انقلابى بودن، جذاب هم بود.»
در سالهاى اخير، واژه «فمينيسم» از توجه دور شده است. طبق نظرسنجى گالوپ در ٢٠٠١، تنها ٢٥ درصد زنان خودشان را فمينيست مىدانستند. برخى از مفاهيم و واژههاى معرفى شده از طرف زنان جنبش، مُد باقى مىماند. ما هنوز بوسيله مُد، رسانه و هاليوود و يكديگر تشويق مىشويم كه «زنان قوى»[٢] باشيم. «آزادى»[٣] و
[١] -Socialist Workers Party
[٢] -Strong Women
[٣] -Liberation