تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ٩٤ - فرهنگ برهنگى
اين نكته در سرگرمىها نيز به خوبى ديده مىشود. در مدتى كه جرج بوش- ستايش كننده قداست ازدواج- براى بار دوم در كاخ سفيد رأى آورد، دومين برنامه پربيننده تلويزيون، «زنان خانهدار بدبخت»[١] از كانال
AB
بود، نمايشى كه زن متأهلى را نشان مىداد كه با باغبان نوجوانش رابطه جنسى داشت. در مركز تجارى محافظهكار آتلانتا، جايى كه ٥٨ درصد رأىدهندگان، به بوش رأى دادند، برنامه «زنان خانهدار بدبخت» بهترين و پربينندهترين برنامه بود. به همين صورت مجله پلىبوى نيز در بين محافظهكاران وايومينگ[٢] (يكى از ايالات آمريكا كه كمترين جمعيت را داراست)، بسيار محبوبتر بود تا ميان ليبرالهاى نيويورك.
شهوتانگيزى ديگر تنها به معنى جذاب و هيجانآور بودن نيست، به معنى ارزشمند بودن است. «از نظر جنسى جذاب بودن»[٣]، يك جريان فرهنگى شده است و بسيارى از مردم، وقت و هزينه زيادى را صرف مىكنند تا آن را كسب كنند. اين، چيزى مشابه «زيبايى» كه در طول تاريخ باارزش بوده، نيست. فرد جذاب مىتواند به معناى فرد محبوب باشد. اما هنگامى كه به زنان برمىگردد، دو مفهوم را مخصوصاً مىرساند: قابل دسترس از نظر جنسى و قابل فروش به راحتى. اين دو مفهوم، معيارهاى يافتن شغل واقعى براى الگوهاى ما- ستارههاى صنعت سكس- است. بنابراين كار سكس، به هرگونه هنرنمايى و نمايش زنان در ميان عموم، برمىگردد و هدف اين زنان، تغيير جامعه است آنچنان كه يك زن بتواند هر كارى كه يك مرد انجام مىدهد را انجام دهد.
حقيقت اين است كه زنان با تلاش براى بدست آوردن بهترينها و بيشترينها براى خودشان، از نظر فرصتطلبى جنسى در حال رسيدن به مردان هستند. اما هيچگاه مردان به عنوان ابزارى براى بدستآوردن قدرت، با لباس زير خودنمايى نمىكنند. آنها مجبور نيستند كه اين كار را انجام دهند. حتى يك ورزشكار مرد المپيك هم لازم نديده است كه اندام برهنه خود را در صفحات مجلات، به ما نشان دهد. اثبات جذاب و شهوتانگيز بودن و تلاش براى تحريك شهوت، منحصراً كار زنان است.
اين موقعيتى نيست كه به زنان تحميل شده باشد. به دليل جنبش فمينيستى، امروزه زنان نسبت به مادرانمان به طور شگفتانگيزى انتظارات و فرصتهاى متفاوتى دارند. ما بخشى از آن آزادى به سختى بدست آمده (و تهديد
[١] -Desperate Housewives
[٢] -Wyoming
[٣] -Hotness