تاثير فمينيسم بر دختران در غرب - لوى، آريل - الصفحة ٩١ - مقدمه
است. ما حق نگاه كردن به مجله پلى بوى را بدست آوردهايم.» وى در ادامه مىنويسد: «تا آنجا كه فهميدهام زنان به اين نتيجه رسيدهاند كه ديگر نيازى نيست نگران «ابزارى شدن» يا «زن ستيزى» باشيم. در عوض وقت آن است كه در پارتىهاى محبوب مردان، جايى كه از ابتدا مردان در آن به لذتجويى مىپرداختند، شركت كنيم. اگر خوكهاى نر شوونيست مردانى هستند كه به زنان به چشم يك تكه گوشت نگاه مىكنند، ما از آنان پيش افتاده و ماده خوكهاى شوونيست مىشويم؛ زنانى كه از خودمان و از زنان ديگر ابزارهاى جنسى مىسازيم.»
نويسنده مىگويد: «هنگامى كه از اين گونه زنان مىپرسيدم از فرهنگ شهوترانى چه چيزى عايدشان مىشود، با پاسخهاى مشابهى درباره دامنهاى كوتاه قدرتمندساز و زنان فمينيست برهنهشو[١] و مانند آن مواجه مىشدم، اما يك چيز ديگر هم مىشنيدم، آنها مىخواستند «يكى از اين مردان» باشند، آنان آرزو داشتند «مانند يك مرد» صاحب تجربه شوند. رفتن به كلوبهايى كه در آن زنان برهنه مىشوند يا صحبت درباره ستارههاى سكس، راهى براى اين بود كه به خود و به مردان اطرافشان نشان دهند آنها «زنان كوچك پر ناز و ادا» يا «دختران دختر صفت» نيستند.
به رغم افزايش قدرت مسيحيت اوانجليك[٢] و حق سياسى در آمريكا، اين گرايش (به شهوترانى) در اين سالها به طور فراوان و گستردهاى رشد كرده است. آنچه را كه زمانى به عنوان يك نوعى از جلوه جنسى ملاحظه مىكرديم، اكنون به عنوان تمايلات و رفتارهاى جنسى مىبينيم. مناظر زنان برهنه از خيابانهاى فرعى كثيف و زننده به صحنه مركزى، جايى كه هر كسى از زن و مرد مىتواند آن را روز روشن، همه جا ببيند، منتقل شده است. مجلات پلىبوى و از نوع آن، در جهان پُستفمينيست به طور كنجكاوانه و مشتاقانهاى از سوى زنان جوان پذيرفته مىشود.
يك فرض گستردهاى وجود دارد و آن اينكه چون نسل زنان ما شانس زندگى در دنياى متأثر از جنبش فمينيستى را دارند، پس هر چه انجام مىدهيم به طور سحرآميزى با برنامهها و ايدههاى آنها آميخته مىشود. اما اين راه جواب نمىدهد. فرد «هرزه» و «آزاد» به يك معنى نيستند. مهم اين است كه از خودمان بپرسيم، آيا اين جهان
[١] -Stripper .
[٢] مسيحيان اوانجليك كسانى هستند كه معتقدند تا جايى كه ممكن است بايد ديگران را تشويق به مسيحى شدن نمايند.-