پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٩ - ٢ شركت امام حسن عليه السلام در فتوحات
در فتح «شاهرتا» برخى از غلامان و بردگان مسلمانان، براى مردم مدينه اماننامه دادند، ولى مسلمانان پذيرا نشدند و سرانجام قضيه را با عمر بن خطاب در ميان گذاشتند، وى نوشت: «برده مسلمان از مسلمانان بهشمار آمده و اماننامه او نيز مانند اماننامه مسلمانان است. راوى مىگويد: با اين نوشته عمر غنايمى را كه در آستانه دستيابى به آنها بوديم، از كف داديم ...»[١]
آنچه را خالد بن وليد در عبارت قبل بر زبان آورده، همه واقعيّت نيست زيرا اموالى كه به طبقه مستضعف سربازان مىرسيد بسيار اندك بود و سدّ جوع آنان را نمىكرد و فوق العاده محدود بوده و به سرعت پايان مىيافت در صورتى كه اين طبقه، توان و نيروى اصلى ماشين جنگ را تشكيل مىدادند.
بنابراين، در بيشتر فتوحات ياد شده جنگ و نبرد مشخصا در جهت دستيابى به غنايم و اموال صورت مىپذيرفت.
ب- فرمانروايان در مسير تأمين خواستههاى جوانان و فرونشاندن غرورشان، از آن فتوحات بهره مىگرفتند، زيرا درصدد بودند آنان را براى رسيدن به منصبهاى بالا شايستگى لازم بخشيده و شخصيت آنها را ظاهر سازند. از اينرو، معاويه پسرش يزيد را به فرماندهى سپاهى براى حمله به برخى مناطق، مجبور مىساخت.[٢]
ج- حاكمان، از فتوحات و كشورگشايىها در جهت دور ساختن اعتراض كنندگان به سياستهاى خود و ناراضيان از عملكردشان، استفاده مىكردند به عنوان مثال: وقتى موج نارضايتى مردم از عثمان بالا گرفت برخى از كارگزاران و مشاورانش از جمله: معاويه، عمرو عاص و عبد الله بن عامر[٣] را فراخواند
[١] . المصنف ٥/ ٢٢٢، ٢٢٣.
[٢] . المحاسن و المساوى ٢/ ٢٢٢.
[٣] . قابل ملاحظه است كه افراد يادشده به استثناى عمرو عاص كه در آن زمان بركنار شده بود، همه از كارگزاران عثمان بهشمار مىآمدند.