پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٠ - ٢ شركت امام حسن عليه السلام در فتوحات
تا براى رويارويى با اعتراض مردم در قبال سياستهاى خود و درخواست مردم مبنى بر عزل و بركنارى كارگزاران[١] وى و جايگزينى افرادى شايستهتر، با آنان به مشورت بپردازد، عبد الله بن عامر با چنين پيشنهادى به وى، اظهار داشت: «اى امير المؤمنين! به نظر من شما مردم را به جهاد فرمان بده تا مردم را به خود مشغول سازد و آنها را همچنان در مناطق جنگى نگاهدارد تا تسليم تو شده و تنها در انديشه خود و اداره كردن اسب خويش و گرفتن شپش سرشان باشند ...»
در نقلى ديگر مىافزايد: «عثمان كارگزارانش را به سر كارهايشان بازگرداند و دستور داد كارگزاران قبلى را در تنگنا قرار دهند و مردم را در جمع گروههاى اعزامى در ديار دشمن نگاهدارند و تصميم گرفت پرداختى آنان را تحريم كند تا از او فرمان برده و بدو نيازمند گردند.»[٢]
د- جهاد ابتدايى بايد با اجازه پيشواى عادل صورت گيرد[٣] و پيشوايان حق در آن زمان، شركت جستن در چنين جنگهايى را نه تنها به مصلحت نمىديدند بلكه آنها را سودمند نيز تلقّى نمىكردند. روايت شده: امام صادق عليه السّلام به عبد الملك بن عمرو، فرمود: عبد الملك! چرا به مناطقى كه همشهريانت يورش بردهاند لشكركشى نمىكنى؟
مىگويد: عرض كردم: منظورتان كدام مناطق است؟
حضرت فرمود: حده، آبادان، مصيصه و قزوين.
عرضه داشتم: در انتظار دستور شماييم تا از شما پيروى نماييم.
[١] . جالب است بدانيم كه عثمان دقيقا همان كسى را كه مردم خواستار بر كنارى آنها بودند، طرف مشورت خويش قرار داد.
[٢] . تاريخ طبرى ٣/ ٣٧٣- ٣٧٤.
[٣] . وسائل ١١/ ٣٢ به بعد، كافى ٥/ ٢٠.