پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٠ - بخش نخست عصر امام حسن مجتبى عليه السلام
راهش دشوارىها آفريدند، مورد حمايت خويش قرار داد. اينان با راه يافتن به درباره فرزند هند در پى گشايش و راه نجاتى براى خود برآمدند.
وقتى به امير المؤمنين عليه السّلام خبر رسيد كه مصقله به شام گريخته است، تنها فرمود: خداوند او را بكشد چرا دست به اين كار زد؟ چون آزادگان عمل كرد و نظير بردگان فرارى شد و سپس حضرت دستور به تخريب خانهاش داد.[١]
فضاى داخلى عراق به معاويه فرصت داد، با حمله به روستاها و شهرهاى همجوار با شام دست به كشتار و غارت و چپاول بزند و مرزبانان را بىآنكه كسى از او جلوگيرى كند و يا عامل بازدارنده دينى مانع وى شود، مورد آزار و اذيت قرار دهد و امير المؤمنين عليه السّلام عراقيان را به يارى برادران خويش و تعقيب تجاوزكاران فرامىخواند ولى از آنان پاسخ دلخواه نمىشنيد.
لشكريان معاويه به فرماندهى بسر بن ارطاة به حجاز و يمن يورش بردند.
معاويه به او سفارش كرد از كاربرد هرگونه عملى كه موجب هرج و مرج و بىنظمى و ايجاد ترس و بيم در آن سامان مىشود، كوتاهى نورزد بسر بن ارطاة با اجراى دستورات معاويه در مسير خود به مدينه خونريزى را به سرحد خود رساند و به هتك حرمت مردم پرداخته و به نواميش مردم اهانت روا داشت و اموال آنان را به يغما برد و هنگامى كه به مدينه رسيد، با مردم آن ديار از هرگونه اهانت و درشتى فرو نگذارد. جمع بىشمارى از مردم آن شهر را از دم تيغ گذراند و ساير مردم را به بيعت با معاويه مجبور ساخت. با انتشار خبر جنايات بسر بن ارطاة در يمن، ترس و بيم اين شهر را فرا گرفت و عبد الله بن عباس فرمانرواى امير المؤمنين عليه السّلام بر يمن، از آن شهر گريخت وقتى بسر وارد
[١] . اعيان الشيعه ١/ ٥٢٥- ٥٢٦ مراجعه شود.