پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٩ - بخش نخست عصر امام حسن مجتبى عليه السلام
آنان را طى اقساطى پرداخت نمايد. بدينترتيب، آنان را آزاد ساخت ولى در پرداخت بهاى آنان كوتاهى نمود و زمانى كه عبد الله بن عباس از او درخواست پرداخت آن مبالغ را نمود در پاسخ گفت: اگر من بيش از اين مبلغ را نيز از عثمان خواسته بودم، از من دريغ نمىكرد سپس نزد معاويه گريخت و معاويه از او چونان فاتحان كشورگشا استقبال به عمل آورد و آنچه را مىخواست در اختيارش قرار داد.
مصقله دوست داشت برادرش نعيم بن هبيره را به سمت معاويه جذب كند. از اينرو، توسط مردى از مسيحيان تغلب، كه براى معاويه جاسوسى مىكرد نامهاى به نعيم نوشت، ولى هنوز به كوفه نرسيده بود رازش فاش گرديد و توسط ياران امير المؤمنين عليه السّلام دستگير شده و دستش را قطع كردند.
نافرمانان از اطاعت امير مؤمنان و كسانى كه در توطئه و اغتشاش آفرينى در كليه قلمرو دولت با آنان همدستى داشتند، به بسيارى از اين حادثه آفرينىها متوسل شدند تا از قدرت امام در داخل بكاهند و حضرت را از پرداختن به معاويه و اعمال ناپسند وى، به خود مشغول دارند.
بعيد نيست كه مصقله در نهان با متمردان در ارتباط بوده است و پافشارى وى بر آزادى آنها از بند اسارت در برابر مبلغى كه از پرداخت آن عاجز و ناتوان بود، چنانكه در نخستين نگرش به اين قبيل حوادث، به نظر مىرسد، نمىتواند انگيزه انسانى داشته باشد. بلكه انگيزهاش احساس مسؤليّت وى از گروهى بود كه خود و آنان يك هدف را دنبال مىكردند و هرگاه نياز به يارى داشت از آنان كمك مىخواست. مصقله با چنين استقبالى از معاويه روبرو شد، زيرا او خود در فساد و تباهى و اغتشاش و ايجاد هرج و مرج شركت داشت و تخريبگرانى را كه سبب آن همه رنج و محنت براى على شدند و بر سر