پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٦ - ١٥ آخرين وصيتهاى امير مؤمنان عليه السلام
مسألت دارم.
امير المؤمنين عليه السّلام پس از اين سخنان از هوش رفت و قلب امام حسن از شدت اندوه گداخت و تا آنجا كه مژگانش يارى داد سيلاب اشك فرو باريد و قطراتى از آن بر چهره مبارك پدر چكيد، امام ديدگانش را گشود وقتى امام حسن را به آن حالت ديد او را تسكين داد و فرمود: پسرم! چرا مىگريى؟ از امروز به بعد بر پدرت غم و اندوهى نيست، پسرم! گريه مكن، تو نيز با زهر شهيد مىشوى و برادرت حسين با شمشير به شهادت خواهد رسيد.
١٥. آخرين وصيتهاى امير مؤمنان عليه السّلام
آنگاه امام عليه السّلام فرزندانش را به فضايل اخلاقى سفارش فرمود و نمونههاى برجستهاى از فضايل انسانى بدانها ارائه و درسهاى ارزندهاى از زندگى بدانان آموخت. آن بزرگوار اندرزهاى ارزشمند خويش را نخست متوجه فرزندانش حسن و حسين و سپس ساير فرزندان و تمام مسلمانان نموده و فرمود:
«اوصيكما بتقوى الله و ان لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما.
و لا تأسفا على شيء منها زوي عنكما،
و قولا للحق و اعملا للأجر.
و كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا.
أوصيكما و جميع ولدي و أهلي و من بلغه كتابي بتقوى الله و نظم أمركم و صلاح ذات بينكم، فاني سمعت جدكم صلّى اللّه عليه و اله يقول: صلاح ذات البين أفضل من عامة الصلاة و الصيام.
اللّه اللّه في الايتام، فلا تغبوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتكم.