پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٢ - ٧ امام مهياى نبرد با معاويه
عارفة الصدق، يصدق اللّه فيه قولنا و نستوجب فيه المزيد من ربّنا، قولا يزيد و لا يبيد، فانّه لم يجتمع قوم قطّ على أمر واحد الا اشتد أمرهم، و استحكمت عقدتهم، فاحتشدوا في قتال عدوّكم معاويه و جنوده، فانه قد حضر و لا تخاذلوا فانّ الخذلان يقطع نياط القلب، و انّ الاقدام على الأسنة نجدة و عصمة لأنّه لم يمتنع قوم قظّ رفع اللّه عنهم العلة و كفاهم جوائح الذلة، و هداهم معالم الملة»؛
سپاس خداوندى را كه معبودى جز او نيست و شريكى ندارد و او را چنانكه سزاوار است ستايش مىكنم، به راستى حق بزرگى را كه خداوند به شما عنايت كرده و نعمتهاى فراوانى را كه به شما ارزانى داشته، قابل شمارش نيست و سپاس و شكرش ادا نگردد و در توصيف و بيان نگنجد. ما به خاطر خدا و در جهت مصالح شما خشم گرفتيم، زيرا خداوند بر ما منّت نهاده تا شكرگزار وى شويم و در نعمتها و آزمونها و بخششهايش خشنودى و رضاى او را به دست آوريم، تا نشانه راستين حق در ميان ما گسترش يابد و خداوند ما را در آن راستگو شمارد تا سزاوار نعمتى فزونتر از جانب پروردگار خود شويم، گفتارى كه نعمت را افزون كند و آن را به تباهى نكشاند، امور هر ملتى كه به اتحاد و همبستگى دست يافت استحكام يافته و به قدرت رسيدند و پيوندشان استوار و پابرجا گرديد. بنابراين، براى نبرد با دشمن خود معاويه و سپاهيانش بسيج شويد زيرا اينك آماده نبرد با شماست مبادا دست از يارى و پشتيبانى يكديگر برداريد كه اين عمل سبب گسستن رشته پيوند دلها مىشود و پايمردى در نبرد و پيكار ضامن هميارى و جلوگيرى از شكست است، زيرا خداوند مردمى را كه از خود پايدارى نشان دهند از ضعف و سستى و ناتوانى مىرهاند و در محنتها و دشوارىهاى خوارى و ذلت آنها را مورد حمايت قرار مىدهد و به نشانههاى ديانت رهنمونشان مىگرداند.