روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٧ - برگشت به زندگى دنيا پس از مردن
ساعت و گذشت زمان و ابتداء و پايان هستيم، در صورتى كه براى يك روح اين مفاهيم مطرح نيست.
لومن ضمن شرح جريانى مىگويد: كه وقتى در سياره «ويب رژ» رفته است بدنهاى عجيبى داشتهاند كه آن را وصف مىكند، ناگهان متوجه مىشود كه كنار جنگلى نزديك به يك درياچه دو تن از آن موجودات مشغول صحبت كردن با همديگر هستند و موقعى كه خوب دقت مىكند مىبيند يكى از آنها خود اوست. در تعجب و حيرت شدم، باور نكردنى بود كه من به شكل يك موجود سه انگشتى با سر بى مو و قدرت پرواز در آن گوشهى دور افتاده ايستاده باشم.
«كارنس» مىگويد: حالا حتماً خودت بودى يا يك نفر شبيه تو؟
«لومن» مىگويد: نه دوست من، كس ديگرى نبود، آن موجود خود من بودم و كسى كه با او سخن مىگفتم و كنار من ايستاده بود «گام لى تن» دوست قديمىام بود كه بىنهايت به وى علاقمند بودم و تو اين موضوع را بهتر از من مىدانى، واقعاً يكّه خوردم، آخر چطور ممكن بود من و دوستم به آن صورت و آن شكل در آن سياره دور افتاده سرگرم صحبت باشيم اما ناگهان دريافتم كه آنچه مشاهده مىكنم كاملا واقعيت دارد و الان براى تو مىگويم چرا، من روى سياره «كاپلا» بودم و اين سياره با سيارهاى كه من خودم و دوستم را درحال صحبت كردن در آن ديديم ١٧٢ سال نورى با حساب شما زمينىها فاصله داشت، بنابراين من داشتم خود را در ١٧٢ سال پيش،