روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣ - فصل اول تركيب انسان از روح و بدن
حساب خاص خود را داشته و جدا از جسم مى باشد.
بعضى از دانشمندان اين مطلب را دليل بر تجرد روح نيز دانسته اند.
٥- دلايل و براهينى كه بر تجرد روح اقامه شده كه پاره اى از آنها در اين كتاب بعداً ذكر ميشود بطريق اولى وجود روح مستقل از جسم را به اثبات مى رساند.
٦- ممكن است بگوئيم هر عاقل بوجدان خود درك ميكند كه او داراى وجودى است غير از بدن، و مؤيد اين ادراك وجدانى اين است كه، بدن از ابتداى پيدايش در طفوليت تا آخرين دوره پيرى در تغيير و تبدل است، كوچك است بزرگ ميشود، لطيف است درشت ميشود، سالم است بيمار مى شود گاهى عضو بدن او مانند دست و پا و چشم قطع مى شود، گاهى هر دو پا و يا هر دو دست او بريده ميشود گاهى هر دو چشمش از بين ميرود و هكذا، ولى هر انسان عاقل خود را در همه حالات ثابت و غير متغير ميداند.
دانشمندان طبيعى بلكه همه خواص يقين دارند كه هرچند سالى تمام سلولهاى بدن بكلى عوض ميشوند ولى مع الوصف خود را از اول دوره تمييز و تعقل تا آخر باقى و ثابت مى دانند.
٧- يك دانشمند انگليسى بر وجود روح از راه تله پاتى[١] چنين
[١] - تله پاتى يعنى خواندن افكار از راه دور. روشن بينى و انتقال فكر يكى به ديگرى.