روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤ - خلاصه و گزيده كلام
خلاصه و گزيده كلام
١- هركس كه در اقوال نويسندگان درباره روح در كتب مطوله و اين كتاب تأمل كند ميفهمد كه اكثر آنان به بيراهه رفته اند و اشتباهات آنان باور نكردنى ميباشد!
٢- اكثر اقوال گذشته در حقيقت انكار روح مى باشد، و بدين ترتيب بايد گفت حتى جمعى از مدعيان علم، از اهل اسلام، همانند ماديين امروزى، از روح انسانى هيچ برداشت درستى نداشته و آن را منكر شده اند، و شايد برداشت اكثر مردم عوام مسلمانان بهتر از برداشت اين عده به اصطلاح علماء بوده است.
٣- در نقل اقوال اختلافاتى وجود دارد كه تحقيق، نقد و بررسى همه اين اقوال- با اينكه عده اب از آنها واضح البطلان است- موجب ملال خوانندگان و اسراف در وقت و مال است و حتى اشتغال به امر بيهوده و غير مفيد خواهد بود.
٤- آنچه كه مناسب است به آن توجه نمود چهار قول است:
١- قول منكرين روح كه انسان جز بدن مادى خود، روح مستقل و جداگانه اى ندارد، و اين قول از ماديين (ماتريالستها) و جمعى از خداشناسان مسلمان و غير مسلمان مى باشد.
٢- قول جمعى از متكلمين كه روح جسم لطيف و مغاير بدن محسوس است.