روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - خلاصه و گزيده كلام
اينكه ميگوئيم مغاير با تمام اعضاء ماست صحيح است ولى دليل بر آن نيست كه مغاير با بدن و خواص بدين ميباشد، زيرا سلسله اعصاب دائماً در فعاليت است و ادراكات مختلف را ميگيرد و در نتيجه اين مجموعه ادراكى بصورت متصل و لا ينقطع ادامه مى يابد و اينكه هرگز از خود غافل نميشويم بدليل آنست كه فعاليت اعصاب ما هيچگاه متوقف نميشود، زيرا توقف آن مساوى با مرگ است، و اينكه مشاهده ميكنيم آن حقيقت همواره ثابت است از يك نظر صحيح است، زيرا اين مجموعه ادراكات گرچه بطور دائم در تغير و تبدل مى باشد، ولى چون اجزاء آن متوالياً و بسرعت جانشين يكديگر ميشوند اينطور بنظر ميرسد كه ثابت و يكنواخت است، درست مانند حوض آبى است كه دائماً از يك طرف آن آب داخل ميشود و از طرف ديگر بهمان مقدار خارج ميگردد و دائماً مملوء از آب است. با اينكه ذرات و اجزاء آب مرتباً جاى خود را به يكديگر ميدهند ولى همواره بصورت آب واحد ثابت بنظر ميرسد، در حالى كه واقعاً نه ثابت است و نه واحد، همچنين عكسهائى كه از موجودات خارجى (مثلًا درختى كه در كنار اين آب قرار دارد) در آن افتاده ثابت و واحد بنظر ميرسد، با اينكه آنهم نه ثابت است و نه واحد و با جريان تدريجى اجزاء آب متغير و متبدل است.
خلاصه اينكه اين آقايان ميگويند: «روح كه از راه مشاهده باطنى و مطالعه در حقيقت «خود» مجرد بودنش را ميخواهند ثابت كنند، در واقع چيزى جز مجموعه اى از خواص طبيعى نيست،