روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٧ - فصل بيستم اظهارات زنده شدگان پس از مرگ
مشترك را تا آنجا كه معمولًا مشاهده شده ارائه نمائيم.
اينك شخصى كه مرده و هنگامى كه گرفتار به حملهى فلاكت بار جسمانى خود گشته، مىشنود كه پزشك معالجش مرگ او را تأييد كرده است. با اين حالت صداى نامطبوعى را مانند طنين و آوائى از صداى چند زنگ و ناقوس احساس مىكند، يا يك وز وز و همهمهاى و در عين حال احساس مىكند كه با سرعت از جاى خود بلند شده و به سمت تونل دراز تاريكى عبور كرده است. از آن پس به ناگهان خود را در خارج از كالبد خود مىيابد.
بدون اينكه محيط كالبد خود را بلا درنگ ترك كند، از فاصلهاى با جسم خود برخورد مىنمايد، همانند آنى كه تماشاچى است از آنجا مشاهده مىكند كه براى برگشت او به زندگى كوشش مىكنند.
او خود را در حالتى از كشش هيجانى شديد مىيابد، پس از چند لحظه بخود باز مىگردد و كم كم به حالت غريب و تازه اى خود عادت مىكند، در خود احساس مىكند كه پيكر مال خود اوست ولى از ماهيت بسيار مخصوص است، و از نيروهاى كاملًا متفاوتى بهرهمند مىباشد، بيش از نيروهائى است كه سعى كردهاند جسد او را ترك گويند.
به زودى وقايع ديگرى بخودى خود فراهم مىگردند، موجودات ديگرى به پيش مىآيند كه با او مواجه خواهند شد، به نظر مىآيد كه براى كمك به او مىشتابند. بطور مبهمى ارواح پدر و مادر و دوستان خود را كه مردهاند در برابر خود مىبينند به ناگهان ماهيتى