روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٢ - وحدت روح و نفس
گرفتن انواع نورهاى رنگارنگ يا معمولى شخص مورد نظر را مىخواباند ص ٢٣٠.
وحدت روح و نفس
در اوايل اين كتاب گفتيم كه نفس و روح يكى مىباشد و قول به تباين و تعدد آنها اشتباه است، ولى از تفسير لاهيجى در تفسير آيه مباركه «اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها» از ابن عباس نقل كرده كه نفس مبدأ عقل و تمييز است و روح مبدأ تنفس و تحرك و ميان ايشان شعاعى است به مثابه شعاع آفتاب، هرگاه كه بنده به خواب رود حقتعالى قبض نفس او كند و روح را به حال خود واگذارد و در وقت انقضاى اجل او هر دو را قبض كند. پس زوال نفس مستلزم زوال روح نيست، به خلاف عكس كه زوال روح موجب زوال نفس خواهد بود. ص ٣٧١
معلوم نيست كه جمله فوق از مغز چه كسى تراوش كرده كه از نظر علمى هيچ ارزشى ندارد.
ولى از تفسير عياشى از حضرت باقر (ع) نقل كردهاند كه: هيچ كس به خواب نمىرود مگر كه نفس او به آسمان عروج كند و روح او در بدن باقى ماند و ارتباط ميان نفس و روح مانند شعاع آفتاب است، پس اگر اذن الهى تعلق گيرد به قبض روح، روح اجابت نفس كند و نزد او رود، و اگر اذن ربّانى تعلق به بقاى روح گيرد نفس اجابت روح كند و پيش او آيد و اين است معناى قول حق تعالى كه فرمود: اللَّهُ يَتَوَفَّى