روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢١ - خواب مصنوعى
واقعيت محض احساس مىكنند. وقتى كه يك شيئى در دور دست تلقين مىشود، حدقهى چشم گشوده مىگردد در صورتى كه از نزديك اگر تلقين شود، حدقهى چشم منقبض مىگردد.
بعضى از مواد مختلف در واسطههاى هيپنوتيكى، تأثير فراوان دارد. مثلا يك شيشه روغن ذراريح بدست دو نفر داده شده و ديده شده آشكارا موجب پارهاى حركات شهوانى در آن دو گرديده است.
در تماس شيشهى الكل، علايم مستى در اين دو نفر پديد آمده است.
يك شيشه محلول مورفين در دست يك نفر هيستريك، او را به خواب مىبرد و به توهماتى نشاطآور، وادار مىكرد. همين هيستريكى، چنانچه يك شيشه والريان به دستش دهند به هيجان آمده و احساس سوزش مىكند و سپس با تماس يك شيشه كلورال بلافاصله، هيجان و سوزش مرتفع مىشود. تماس الكل در اين حالت، موجب مىشود كه او حيوانات وحشى و درنده را ببيند.
در بيهوشى مغناطيسى، ابتدا عامل بانگاههاى نافذ و تلقين دادن و پاسها، معمول را به حالت لتارژى (كرختى) مىبرد، سپس با پاسهاى بيشتر معمول را به حال كاتاليپس مىبرد. در اين حالت بدن تبديل به يك تخته پاره مىشود و بالاخره معمول را به حال سمنامبوليسم (حالت روشن بينى) مىرساند. البته اين روشن بينى براى جسد اثيرى است نه بدن.
«انسانها مىتوانند بر اثر تمرين و ممارست به وسيلهى مغناطيس چشمانشان در ديگرى اثر گذاشته و ارادهى او را در اختيار خود بگيرند.»