روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢ - خلاصه و گزيده كلام
اين ادراك، يعنى اين صورت واحد بسيط و ثابتى را كه درك كرده واقعاً داراى اين صفات است و از اين نظر اشتباه و خطائى در كار نيست، بنابراين صورت ادراكى مزبور چون داراى صفات عمومى ماده (كثرت- تغير- قابليت تقسيم) نيست نميتواند يك امر مادى بوده باشد.
از آنچه گفتيم چنين نتيچه گرفته ميشود: دليلى را كه ماديها از راه حس و تجربه براى نفى روح مجرد ذكر كردهاند نتيجهاش فقط «نيافتن» است، يعنى آنها با وسائل حسى چنان حقيقتى را نيافتهاند؛ درحالى كه مدعاى آنها «نبودن» است، پس اين دليل با آن مدعا تطبيق نمىكند، و تصويرى را كه براى توجيه مشاهده نفسانى كه دليل اثبات تجرد روح است، بيان كردهاند، تصوير فاسدى است كه نه با اصول تجربى و مسلم مادى سازش دارد و نه با واقعيتى كه عقل درك مىكند.
و اما فرضيهاى را كه دانشمندان روانشناس جديد ذكر كردهاند كه مطابق آن «روح عبارت از تأثير حالات مختلف روانى از قبيل: ادراك، اراده، رضا، محبت در يكديگر و تشكيل دادن يك حالت واحد مركب» چيزى نيست كه لازم باشد در اطراف آن صحبت كنيم زيرا دانشمندان هر علمى حق دارند براى حل مسائل آن علم و بحث در پيرامون موضوعات مختلف آن فرضياتى درست كرده و موضوع بحث قرار دهند. آنچه از نظر بحث ما كه يك بحث فلسفى است قابل اهميت است و ارزش دارد اينست كه قطع نظر از هر فرض