روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٧ - فصل بيست و ششم مطالبى از كتاب عالم عجيب ارواح
نمىماند بلكه صفات فيزيكى بدن، مانند سياهى، سفيدى، كوتاهى، بلندى، لاغرى، چاقى، داغهاى بدن، سوختگى، كورى و ساير معاير و اوصاف فيزيكى نيز باقى مىماند.
و به تعبير ديگر اگر بقاى صفات نفسى حاكى از بقاى نفس باشد، بقاى صفات جسمى حاكى از چه خواهد بود؟ (دقت شود)
ممكن است در جواب اين سؤال بگوييم كه حافظ صفات جسمى نيز روح است زيرا شكى در تأثير روح بر بدن وجود ندارد. ولى اين جواب مجرد ادعا و خالى از دليل است بلى روح در بدن تأثيراتى دارد ولى اين تأثير مورد بحث (نگهدارى صفات جسمانى در موقع تغيير سلولهاى بدن) بسيار بعيد است.[١]
گاهى بيان فوق به شكل ديگرى در كلام بعضى از دانشمندان و نويسندگان در مقام استدلال بر وجود روح ذكر شده است كه:
[١] - اگر يك قسمت از سلولهاى مغز را برداريم شايد غالباً وظيفه آن به كلى باطل شود، و اگر همه را برداريم آن فرد هيچ ادراكى نداشته و روج هيچ گونه حفاظت و قائم مقامى نخواهد داشت، مگر اينكه ادعا شود روح حافظ محتويات آن سلولهاست ولى چون سلولهاى جديد تحقق نيافته روح نمىتواند بدون آنها ادراكى داشته باشد يعنى فقدان سلولهاى جديد مانع بروز آثار محفوظات روح ميگردد. لكن تعقل كليات تنها توسط عقل صورت ميگيرد و به حواس و آلات بدنى ربطى ندارد و اگر اين گفته فلسفى صحيح باشد بايد روح با فقدان مغز كليات را بداند در حاليكه ظاهراً چنين نيست و اين بحث پيچيده محتاج به تأمل و حتى آزمايشات علمى مىباشد.