روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - توضيح تكميلى
و اگر همه ارواح مؤمنين دو هزار سال مثلًاعبادت كرده باشند اكثر آنان در دنيا فاسق نمىشدند و بايد همه آنان يا قسمت عمده آنان در اين دنيا عادل مىبودند كه نيستند و نفوس اكثر مسلمانان آلوده و كثيف است.
و اگر گفته شود كه تكامل آنان در علم و نه در عبادت الهى بلكه در مجرد استعداد يابيدن كاناليزخ شده و شكى نيست كه انسان نسبت به حيوانات و حتى فرشتگان استعداد عالىتر و وسيعتر و عميقترى دارد، و اين استعداد ذاتى ارواح نبوده بلكه اكتسابى در آن جهان پيشين است. (فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ)
قال الله تعالى انا عرضا الامانة على السموات و الارض و الجبال ... و حملها الانسان ...
ولى اگر علت حمل امانت را جهل انسان بدانيم (إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا) مفاد آيه چيز ديگرى خواهد شد.[١]
ولى اگر اين مطلب را با اجمالى كه دارد بپذيريم مىگوئيم اولًا اين استعداد كه در دو هزار سال براى ارواح بدست آمده بود در زمان حضرت آدم موقع پيمان گرفتن از ذرات، بدرد اكثر آنها نخورد و اندكى ايمان آوردند و بقيه قول (بلى) را به دروغ گفتهاند!
ثانياً: وقتى اين استعداد فى حد نفسه اينقدر ضعيف باشد مسلماً در زندگانى زمينى كه شهوات و مزاحمات متعددى براى انسان وجود دارد بسيار مغلوب خواهد بود كه تنها براى افراد كمى مفيد
[١] - بهرحال ممكن است عرض امانت و حمل ان عين اشهاد و شهادت در عالم ذر باشد و الله العالم.