روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - توضيح تكميلى
خواهد بود و اشكال عبث بودن سابق باز در حق اكثريت بحال خود باقى مىماند.
اگر گفته شود كه استعداد غالب انسانها چه كافر و چه مؤمن- در علوم مختلف قابل انكار نيست،[١] مىگوئيم بلى، ولى هدف عمده از خلقت انسان ايمان و عمل صالح شرعى است نه مطلق علوم. و ثالثاً اگر روح را مجرد بدانيم تحصيل تدريجى استعداد او دچار اشكال ديگرى مىشود كه مجرد، حالت انتظار ندارد، آنجا فعليت صرف است و استعداد نامفهوم.
به هرحال بايد اقرار كنيم كه محل بحث از مجهولات و مشكلات است و مجهولات و مشكلات ما نيز زياد.
[١] - روزى در كربلا، وارد كوچهاى شدم طفلى كه تازه به پا و حرف آمده بود از ميان بچهها مرا ديد به عربى گفت عمو اين كوچه راه خروج ندارد يا چيزى نزديك به اين جمله. من از شنيدن اين جمله بفكر رفتم و از شاهكارى استعداد انسان متحير ماندم( فتبارك الله احسن الخالقين) ذهن اين پسر بچه به مجرد ديدن من به چند موضوع به سرعت منتقل شده اول كه شخص بزرگ هستم مرتكب عبث نشده بىهدف به اين كوچه نيامدهام. دوم اينكه منزل من در اين كوچه نيست وگرنه بايد او مرا قبلًا نيز به دفعات مىديد. سوم اينكه احتمال نديدن او مرا تصادفى باشد باطل است. چهارم حتماً قصد مرور از اين كوچه را دارم و در اين محل ناشناس قصد نشستن را ندارم. پنجم اينكه ارشاد يك نفر به منظور جلوگيرى از اذيت شدن او مرغوب است و لذا فوراً به نصيحت من اقدام كرد. البته طفل مذكور از دو سه احتمال ديگر غفلت كرد كه شايد در اين كوچه منزل يكى از دوستانم باشد و يا تازه به اين كوچه جهت سكونت منتقل شدهام و امثال آن. بهرحال استعداد انسان بسيار عالى است.