روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٧ - ١ - از ناحيه علت غائى
دارد، ولى در موت چنين نيست، و تحقيق آن تا حدى در علم طب جديد مذكور است.
مرگ افراد انسان و حتى حيوانات، حسى و مشهود است، مع الوصف كلّيت حكم بموت زنده جانها، امر حسى نيست، و طريق اثبات آن تعبد شرعى و حكم عقل است.
بعضى از سه ناحيه بر عموميت و كليّت مرگ زنده جانها استدلال كردهاند:[١]
١- از ناحيه علت غائى:
نفس ناطقه در پى كمال و بىنيازى، و تجرد از بدن طبيعى و قواى بدنى و اتصال حقيقى به عالم قدس است وقتى كه كامل و بىنياز و متصل بعالم قدس شد قهراً مركب (بدن) و آلات را ترك ميكند، و تدبير و علاقه عقلى از بدن طبيعى از بين مىرود و موت بدن تحقق مىيابد.[٢]
[١] - ص ٩٤ و ٩٥ لئالى منتظمه سبزوارى( ره) كه با منظومه و شرح آن يكجا طبع شده است.
[٢] -
|
مرگ اگر مرد است گو نزد من آى |
تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ |
|
|
من از آن عمرى ستانم جاودان |
او زمن دلقى ستاند رنگ رنگ |
|