روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧١ - جمع بندى و استنتاج
بلى در اين مقام يك روايت معتبر السند در كافى وجود دارد كه يعقوب احمر مىگويد: بر امام صادق (ع) وارد شديم كه ايشان را به وفات اسماعيل (فرزند صالح و عزيز آنحضرت) تسليت بگوييم امام بر پسر خود رحمت فرستاد ... پس فرمود: همانا اهل زمين مىميرند تا اينكه كسى باقى نماند سپس اهل آسمان مىميرند تا يكى از آنان جز ملك الموت، جبرئيل و ميكائيل باقى نمىماند.
(امام) فرمود: بعد ملك الموت در محضر حق، عز و جل، مىايستد به او گفته مىشود: كى باقى مانده؟، و خدا داناتر (به حال) است، عرض مىكند جز ملك الموت، حاملين عرش، جبرئيل و ميكائيل باقى نمانده است. خطاب مىرسد به جبرئيل و ميكائيل بگو بميرند.
ملائكه- كه طبعاً مراد از حاملين عرش مىباشند- در اين موقع عرض مىكنند اى پروردگار! (اين دو تن) رسول و امين تو هستند! خداوند مىفرمايد قضاى من بر هر صاحب روح، مردن اوست.
سپس ملك الموت مىآيد تا اينكه در محضر خداوند عز و جل توقف مىكند به او گفته مىشود كى باقى مانده، و خداوند داناتر است. عرض مىكند: پروردگارا كسى جز ملك الموت و حاملان عرش باقى نمانده است. خداوند به او دستور مىدهد به حمله عرش بگو بميرند.
بعد ملك الموت با غم و اندوه در حالى كه چشمش را پايين