روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٩ - ٢ - شنوائى در حالت مرگ موقت
ديده مىشده و كسانى كه در بستر مرگ شرح و بيان آنچه اطرافشان بود ارائه كردهاند.
مؤلف كتاب مذكور عناصر مشترك بين قصهها را دوباره بطور تفصيل از ١٨ تا ص ٨٤ كتاب خود بيان نموده است كه فهرست آن قرار زير است:
١- عدم قابليت انتقال و ارتباط
افراد از نظر فهم و بيان يكسان نبوده و اساساً از ترسيم و تبيين حقيقى وقايع ديدنى خود عاجز بودهاند مثلًا يكى گفته جهان ما سه بعدى است ولى جهان ديگر ابداً اين طور نيست لذا از بيان آن اظهار عجز نموده است.
٢- شنوائى در حالت مرگ موقت
كسانى كه دوباره از مرگ به زندگى برگشتهاند مىگويند در آن حالت، صحبت داكتران و ساير افراد حاضرى كه مرگ آنها را اعلام كردهاند شنيدهاند.[١]
[١] - نسبت ادراك حسى به روح بخاطر بدن سيال اثيرى و قالب برزخى مىباشد. وگرنه بايد آن را به علم روح تعبير كرد زيرا مجرد، حواس ندارد و چنانچه روح را جسم لطيف بدانيم اشكالى از ابتداء متوجه نخواهد شد.
و اين هم دو نمونه از تفاوت دو جسم دنيائى و برزخى از كتاب مذكور( زندگى پس از زندگى).