روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٥ - نظر عميقى به عالم ذر
اخذ ميثاقهم على التوحيد، فقال ألست بربكم و فيهم المؤمن و الكافر.[١]
در پايان، اين جهت از بحث باقى مىماند كه آيا معرفت مذكور فطرت قلب است يا فطرت عقل؟
در كتاب بزرگ (معجم الاحاديث المعتبرة) در اين مورد بحثى نمودهام و در اينجا اينقدر اشاره مىشود كه مقتضاى حديث اول زراره كه در اول اين بحث نقل شد (و اراهم صنعه) ترجيح قول دوم است. و الله اعلم.
٦- چرا اگر اين پيمان گرفته نمىشد كسى خالق و رب خود را نمىشناخت كه احاديث مىگويد؟ و يا چرا غفلت كفار و تقليد آنان از پدران كافرشان عذر شمرده مىشد كه از قرآن مجيد استفاده مىشود؟ در حالى كه ضرورت حكم عقل بر احتياج معلول به علت است و وجود ممكن الوجود مستلزم واجب الوجود است.
جواب: معرفت فطرى- هرچند اقتضائى و غير قوى- براى همه انسانها مفيد و كارآمد است، و لذا در غالب يا در همه جوامع انسانى خداشناسى و خداجوئى و حتى خداپرستى بنحوى از انحاء وجود داشته است، ولى معرفت عقلى مخصوص به دانشمندان است و فرق بين اين دو نوع معرفت، زياد است وقتى ناچيز بودن تعداد علما نسبت به تعداد عوام الناس محسوس باشد صحت تعبير روايات و آنچه كه از قرآن استفاده شده بود، روشن مىشود و الله العالم.
[١] - نفس المصدر، ص