روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٩ - عالم ارواح در احاديث
عالم ارواح در احاديث
اگر ارواح در جهان قبلى مشغول تكامل خود مىبودند حتماً گوشههائى از احوال آن در احاديث منعكس مىشد در حاليكه چنين موضوعى درا حاديث به چشم نمىخورد. تنها مطلبى كه فقير مطابق تتبع ناقص خود در روايات ديده اين است كه ارواح در آن جهان بين خود تعارف و تناكر دارند و اينكه خداوند ميان آنها در اظله (سايهها) قبل از خلق ابدان برادرى برقرار نموده است، و در موقع آفرينش آدم (ع) از آنان ميثاق گرفته شده است و همين.
بلى در خصوص روح خاتم النبيين (ص) و يا ارواح خمسه طيبه و يا همه ائمه (عليهم السلام) روايات چندى وارد شده كه مجلسى مرحوم در جزء پانزدهم بحار الانوار آنها را نقل فرموده است كه ما دو روايت را در اينجا ذكر مىكنيم:
١- روايت كافى، قال ابو عبدالله (ع):
قال الله تبارك و تعالى يا محمد انى خلقتك و علياً نورا- يعنى روحا- بلا بدن قبل ان اخلق سماواتى و ارضى و عرشى و بحرى فلم تزل تهللنى و تمجدنى، ثم جمعت روحيكما فجعلتهما واحدة، فكانت تمجدنى و تقدسنى و تهللنى، ثم قسمتها ثنتين و قسمت اثنتين ثنتين، فصارت اربعة، محمد واحد و على واحد و الحسن و الحسين ثنتان. ثم خلق الله فاطمة من نور ابتدأها روحا بلا بدن ثم مسحنا بيمينه[١] فافضى نوره فينا[٢].
[١] - قيل كناية عن جعلهم ذا اليمين و البركة.
[٢] - البحار، ج ١٥، ص ١٩.