روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٧ - فصل بيست و يكم مطالبى از كتاب اسرار جهان حقيقت يا دنياى ارواح
مىنمايند، و گاهى به نام ائمه اطهار و يا بزرگان گذشته با ما تماس مىگيرند، مردم آزارى نموده، آنان را به بدىها تشويق نموده و كلمات كفر آميزى مىگويند.[١]
٦- اكساكوف از روحى پرسيده بود حالا كه مدعى هستى خودت هم چشم دارى پس چگونه است كه بدون مديوم نمىتوانى ببينى؟ روح پاسخ داده بود: من مىبينم ولى حواس ما از لحاظ كيفيت و كميت با حواس جسمانى شما زمينىها خيلى فرق دارد، ديدن يك شىء براى من يك موضوع و ديدن هما چيز به نحوى كه بتوانم آن را براى شما بفهمانم موضوع ديگرى است. من آن چيز را چنان كه شما مىبينيد بايد ببينيم تا مانند شما آن را استنباط كنم، و به همين دليل است كه احتياج بمديوم دارم[٢].
٧- شبح با جسم اثيرى اشتباه نشود، شبح در واقع غلاف جسم اثيرى است كه از مواد فيزيكى و اثيرى تركيب يافته و در بدن انسان جسم فيزيكى را به جسم اثيرى مربوط مىسازد، هنگام مرگ، شبح با جسم اثيرى از بدن بيرون آمده و پس از اتمام كار مرگ و در حال انتقال آدمى از جهان فيزيكى به جهان اثيرى به تدريج محو و نابود مىشود، همين
[١] - اين موضوع به وضوح ميرساند كه تمام صحبتهاى ارواح- اگر صحبت ارواح با مديومها ثابت شود- صحيح نيست بلكه پارهاى دروغ و پارهاى راست است و در كل محتمل الصدق و الكذب مىباشند و آنچه در بند نهم مىآيد مؤكد اين نظر است.
[٢] - اسرار جهان حقيقت يا دنياى ارواح، ص ١٣٣.