روح از نظر دين، عقل و علم روحى جديد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٢ - برگشت به زندگى دنيا پس از مردن
است.
اگر مراد از اين قصه و قصههاى متشابه اين باشد كه روح در بعضى از حالات به مكاشفاتى از عالم برزخ نايل مىشود و سپس مىپندارد كه او مرده و به دنيا برگشته مانعى ندارد و بقول طلبهها لامشاحة فى الاصطلاح و اگر مراد اين باشد كه اين افراد واقعاً مرده بودند و علاقه ارواح از بدنها بطور نهايى قطع شده بوده و به تعبير بعضى از اهل اين فن، ريسمان نقرهاى كه بدن فيزيكى را به جسم سيال اثيرى متصل مىسازد بريده شده است[١] نميشود آن را قبول كرد، و به عبارت واضحتر دليلى بر آن اقامه نشده و قصههاى منقوله اگر هم معتبر باشد نيز دلالت بر موضوع ندارد و حتى از نظر طب پس از چند دقيقه، بدن قابليت حيات را از دست مىدهد. و الله اعلم.
اگر بطور قطعى ثابت شود كسى مرده و پس از ساعتى يا بيشتر و يا كمتر دوباره زنده شده است از نظر فقه درباره او سؤالاتى مطرح است كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود.
١- آيا اينگونه موت موجب انتقال اموال به ورثه ميشود؟
٢- در فرض ثانى آيا پس از زنده شدن دوباره اموال او به او برميگردد؟
٣- آيا قضاى نماز و روزه او برض زنده شدن برخودش واجب است يا بر پسر بزرگش؟
٤- ديونى كه به موت از شكل مؤجل به شكل حال در مىآيد در
[١] - گفته مىشود اين تعبير از انجيل اقتباس شده است.